تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
از آغاز تمدن جديد ( عصر بورژوازى ) روابط و مناسبات اقتصادى و اجتماعى مردم اروپا با يكديگر تغيير كلى يافت ، اصول فئوداليسم و قدرت نامحدود فئودالها و سلاطين مستبد اروپا جاى خود را به حكومتهاى ملى سپرد و در مجالس ملى قوانين و مقررات گوناگونى به مصلحت مردم و به نفع اكثريت تدوين و اجرا گرديد . به اين ترتيب ملل غرب كه طى قرون متمادى از مظام فئوداليسم و استبداد مطلق سلاطين رنج مىبردند ، در نتيجه انقلاب صنعتى و رشد بورژوازى قدمى چند در راه حقوق و آرزوهاى اجتماعى و اقتصادى و ملى خود پيش رفتند و در نتيجه امنيت و آرامش نسبى و تغيير شرايط و اوضاع اقتصادى و اجتماعى ، تندى و خشونت و تعصبات بىمورد قرون وسطائى رو به فراموشى رفت و اخلاق و آداب و سنن جديدى كه با تمدن شهريگرى « بورژوازى » هم‌آهنگى داشت به وجود آمد . ديگر مردم براى كمترين سوء ظن يا سوء تفاهمى به جنگ تن‌به‌تن ( دوئل ) مبادرت نمىكردند و براى اختلاف در اصول و فروع مذهبى خون يكديگر را نمىريختند . ايرانيانى كه در اوايل عهد فتحعلى شاه به بعد به جهات عديده به اروپا سفر كرده و با ملل غرب آشنا شده‌اند همواره آرزو كرده‌اند كه هموطنان آنها نيز مانند اكثريت اروپائيان راستگو و صريح باشند و از دروغ‌گوئى و تملق و مداهنه و رياكارى و غيبت و دوروئى و تنبلى و تن‌آسائى اجتناب ورزند . از ابتداى نهضت مشروطيت غالبا خيرخواهان و عناصر مترقى در جستجوى سرّ عقب‌ماندگى و فقر و جهالت و فساد امور مملكتى بحثها كرده و كتابها و مقالات عديده نوشته‌اند و هريك از صاحبنظران علل و عوامل معينى را موجب انحطاط و عقب‌ماندگى اجتماعى و اقتصادى و اخلاقى ايرانيان دانسته‌اند .

داورى جمال‌زاده

به نظر آقاى جمال‌زاده اگر درست دقيق شويم و با صداقت و مصلحت‌بينى واقعى قضيه را در ترازوى سنجش بگذاريم و به قول مولوى با ديدهء علت شكاف و با نظر سبب سوراخ‌كنى در اسباب و علل عقب‌ماندگى خودمان بينديشيم قطعا به اين نتيجه منطقى و معقول خواهيم رسيد كه همين معايب و نقايص اخلاقى است ( حالا چه كار داريم كه اين معايب و نواقص چرا به وجود آمده و كى و از كجا به وجود آمده است ) كه مانند تخته‌سنگهاى زمخت و خارهاى مغيلان پرآزار و پرزيان . . . راه ترقى و سعادت و رستگارى را براى ما دشوار ساخته است . . . اگر بخواهيم . . . در طريق ترقى و رفاه و عافيت قدمهاى مؤثر برداريم قبل از همه چيز بايد به دفع و رفع اين موانع سهمناك بپردازيم ولى از طرف ديگر چگونه امكان‌پذير است كه با دشمن نشناخته بجنگيم و بر علت و مشكلى غالب آئيم كه بر ما مجهول مانده است و نخواسته‌ايم
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 144 | مرتضى راوندى