رفتارشان متضاد با آنهاست . اغلب ايرانيها متمدن ، خليق ، خوشبرخورد ، شريف ، درستكار ، سخاوتمند و دشمن تقلب و نادرستى هستند . با خارجيها برعكس تركها ، با محبت و دوستى رفتار مىكنند . از رسم و طرز لباس عيسويان بر خلاف تركها ، ابراز نفرت نمىكنند ، اروپائيان ساكن ايران به هرجا و به هر ترتيب بخواهند آزادانه تردد مىكنند و كسى متعرّض آنان نمىشود و بر خلاف عثمانيها كه نمىگذارند يك اروپائى در سرزمين آنها لباس سبز بپوشد ، اروپائيان در ايران حق پوشيدن لباس سبزرنگ را هم دارند .
ايرانيان در تعارفاتى كه بين خود ردوبدل مىكنند جملاتى از قبيل قربان شما ، قدم بالاى چشم ، چاكر جنابعالى ، اختيار مخلص دست سركار است و . . . به كار مىبرند . وقتى اشخاص بزرگ و هممقام و همرديف با هم روبرو مىشوند اول سلام مىدهند و دست همديگر را مىفشارند و بعد همان دست را تا بالاى سر بلند مىكنند و اين علامت نهايت علاقه و احترام است . در برابر اشخاص بزرگتر بعد از فشردن دست وى ، دست خود را تا بالاى سر بلند مىكنند و سپس روى سينه مىگذارند و سرى هم فرود مىآورند . . . ايرانيان در برابر بزرگان و صاحبان مقام بيش از اندازه متملق و چاپلوسند و اغلب مىكوشند بدين وسيله در تشكيلات وسيع سلطنتى شغلى و خدمتى به دست آورند . . . ايرانيان در برابر فحش و اهانت تا به دست آوردن فرصت انتقام ، به ظاهر خوددارى مىكنند . معمولا دوستنما ، جاهطلب و زودباور هستند . براى مذاهب ديگران احترام قائلند حتى رفيق بزرگزادهء من هر وقت كه به كليساى كاتوليكها مىآمد ، در مقابل محراب زانو مىزد و خيلى آرام و دقيق به گفتهء كشيش گوش مىداد . ولى از مسلمانى خود دستبردار نبود . ايرانيان براى اينكه از اوامر دينى سر باز نزده باشند كمتر قمار مىكنند . بهترين لذت و خوشى آنها در نشستن كنار جويبار و گوش دادن به صداى لطيف آب و تماشاى سبزه باغ و بوستان است و اين را سالمترين تفريحات مىپندارند و بر خلاف اروپائيان علاقه زيادى به گردش و قدم زدن ندارند . در ايران مردان هرگز رقص نمىكنند و در بعضى مهمانيها و جشنها از زنان رقاصهء حرفهاى يكى دو تن را اجير مىكنند . « 1 » »
شاه عباس چون دور از محيط دربار و تلقينات خواجهسرايان تربيت شده بود ، مردى خودساخته و زيرك و موقعشناس به بار آمد و به تجملات و تشريفات دربارى چندان توجه نداشت .
يك بار او براى تنبيه عناصر متملق و رياكار دستور داده بود در مجلس او قليانها را به جاى تنباكو پشكل خشك و نرم پر ساخته و آتش بر روى آن نهادند . . . شاه عباس گاه و بيگاه از حضرات رجال سؤال مىفرمود : اين تنباكو چگونه است ؟ وزير همدان آن را براى مصرف من هديه
هامش
( 1 ) . سفرنامه كاررى صفحه 141 ببعد .