تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
ستايش خود مكن . آزار دلها منما « 1 » . »

آداب معاشرت و نشست‌وبرخاست در نزد اصحاب فتوت

هركه آيد پيش تو از خاص و عام * پيشتر بايد تو را دادن سلام لطف و اخلاق و تواضع پيشه كن * از سخا و مردمى انديشه كن از دل و جانت نگه دار اى پسر * حرمت استاد و لالا و پدر خويشتن بشناس اول كيستى * بعد از آن انديشه كن بر چيستى در دو گيتى موجب آسودنت * بر زبان خويش قادر بودنت جز زبان بر تو نيارد كس زيان * پس مكن مانند سوسن صد زبان ورنه چون سوسن همى خاموش باش * چون صدف وقت شنودن گوش باش دشمنى آرد مزاج لاغ « 2 » تو * هم نمك افشاند اندر داغ تو علم را بهتر شناس از گنج زر * زانكه باشد علتى بدرنج زر بدتر از بد نيست اى يار عزيز * نيست نيكوتر ز نيكو هيچ چيز تا توانى خاطر مردم بجوى * سينهء خود را ز كينه پاك شوى ظاهر و باطن اگر يكسان كنى * كار خود را با خدا آسان كنى و اندر آنكس كو ز معنى واقفست * زَرق و سالوسى نه كار عارفست راز خود از خلق پوشيدن چه سود ؟ * چونكه داند خالق طاق كبود چون شكارى قصد بر جان مىكند * كبك سر در برف پنهان مىكند تا كه صيادش نبيند در زمين * كار صاحب زرق باشد همچنين « 3 » »

انحطاط اخلاقى در عصر مغول

با ايلغار مغول بار ديگر حدود و قيود و نظامات اجتماعى و اقتصادى در ايران و ديگر ممالك آسيائى مورد حمله و تعرض شديد قرار گرفت و در اثر تجاوز و زورگوئى قوم مغول و عمال و ايادى آنها بيش از پيش نظام نيمه‌جان اقتصادى و اجتماعى در اين كشورها دستخوش تزلزل و انحطاط گرديد و به همين نسبت اخلاقيات كه رابطه‌اى ناگسستنى با شرايط و خصوصيات اقتصادى و اجتماعى هر قوم دارد بسرعت در سراشيبى فساد افتاد .
هامش
( 1 ) . انيس الناس . . . صفحه 14 ببعد . ( 2 ) . هزل . ( 3 ) . فتوت‌نامه ناصرى باهتمام سعيد نفيسى . فرهنگ ايران‌زمين ج 10 صفحه 273 .