تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
و غير المشاع حاصل كنى و پيوسته در انديشه عمارت آن باش . . » در كتاب تحفه از آثار قرن هشتم هجرى در اخلاق و سياست در باب هشتم « در نتايج خواطر وزرا و حكم ايشان » از قول بوذرجمهر وزير انوشيروان مىنويسد : كه از او سؤال كردند كه سعادتمندترين مردم كيانند ؟ جواب داد : آنان كه كمتر دامن خود را به گناه آلوده كنند . « گفتند دين خدا چيست ؟ و دين شيطان چيست ؟ گفت : دين خدا احسان است و حسن نيّت و دين شيطان سيئاتست و خسّت نيّت . گفتند حسن نيت چيست ؟ گفت : راه ميانه گرفتن و در احوال احتياط واجب داشتن و جوانمردى كردن . . . گفتند عاقلترين مردم كيست ؟ گفت آنكه در امور و عواقب آن نظر كند ، و پيش از شروع ، نيك و بد آن را بصدق فراست و رويت پيش خاطر مشخص گرداند ، و از دشمن به هيچ نوع غافل نشود و فرصت غنيمت شمارد . . . گفتند كدام خلق نيكوتر ؟ گفت : تواضع و سخن نرم . . . گفتند كدام سيرت زيباتر ؟ گفت : عدل . گفتند سلامت از آفات بچه حاصل شود ؟ گفت آنكه با عقل عجب نياميزد و با علم فجور نباشد . . . گفتند كدام بىغم است ؟ گفت آنكه به اندك راضى شود . . . گفتند چيست كه چشم و دل را روشن گرداند ؟ گفت فرزند نيكبخت و جفت موافق . ( يعنى زن خوب ) . . . . گفتند كيست كه دشمن بيشتر دارد ؟ گفت آنكه مردم را به زبان برنجاند . . . ديگر گفت پنج چيز از خصال علماست : تأسف بر مافات نخورند . و از آنچه بديشان رسد اندوه نبرند و به چيزى دور اميد ندارند و در سختى نترسند و در آسانى بطر ( مغرور ) نشوند . . . . هشت گروه از كردار خود خوار شوند : آنكه در فايدهء ناخوانده درآيد ، و آنكه در مجلس اغيار نشيند و آنكه توقع نيكى از دشمن دارد و آنكه در خانه شخصى نشيند و او را خوار كند ، و آنكه ناخوانده در حديث دو كس درآيد و آنكه توقع بر لئام دارد ، و آنكه بيش فضولى كند ، و آنكه سخن با كسى گويد كه به دو التفات ننمايد . . . . جفت موافق بمنزلت مادر و خواهر و كنيزك است و جفت ناموافق چون دشمن و دزد است . هركه سخن بسيار گويد ، واثق باش به جنون او ، چه تيغ زبان را بىضرورت از نيام كشيدن كار خردمندان نباشد . . . هركه در كارها مشورت كند ، هرآينه دست به گردن مطلوب درآرد . . . از كسى مشورت خواهيد كه . . . محبتى صادق و عقل كافى و خبرتى تمام . . . دارد . . . هركه سرّ دل خود نپوشد سر ، در سر سر كند « 1 » . » در كتاب انيس الناس از شجاع كه در سال 830 هجرى نوشته شده است تحت عنوان « در نصايح حكما فرزندان را » به تعاليم و اندرزهاى اجتماعى گوناگونى برمىخوريم كه گزيده‌اى از آنها را در اينجا نقل مىكنيم :
هامش
( 1 ) . تحفه باهتمام محمد تقى دانش‌پژوه صفحه 123 ببعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 108 | مرتضى راوندى