يكى گفت : العيش ثلثه : اكل اللحم و ركوب اللحم ، و ادخال اللحم .
گفتند : هفتاد حكيم شبى تا روز محاكات كردندى مىگفتند كه خوشترين چيزى در جهان چيست ؟ بر آن اتفاق كردند كه نيكونامى و نيكى كردن از همه بهتر است ، زيرا كه همه چيز باطل شود ، نام نيكو بماند . « 1 » »
شجاع نويسنده انيس الناس از نويسندگان نيمه اول قرن نهم مىنويسد : « حكما گفتهاند چهار چيز از بلاهاى عظيم است :
همسايه بد . زن ناسازگار ، عيال بسيار و تنگدستى . سپس اطلاعات سودمندى در پيرامون « خانه خريدن و شرط آن » بدست مىدهد :
« در خريد و فروخت حد بيع نگه دارد ، هرچه « اشترا » نمائى در وقت كساد نما و هرچه فروشى در زمان روايى فروش و از طلب سود عار مدار .
پس اختيار خانه در محله و كويى كن كه جماعت آن كوى مردم به صلاح باشند . چه صلاح و فساد همسايه و همكوى در همسايه مؤثر مىباشد . . . الجار ثم الدار . . . از همسايه بد احتراز لازم دار . . . و در همسايگى و پهلوى مسجد و شحنه و علوى و دانشمند و معرف و وكيل و قاضى و خواجهسرا وزير منارخانه مخر « 2 » . »
قبل از شجاع عبيد زاكانى نيز گفته بود : « از همسايگى زاهدان دورى جوييد تا به كام دل توانيد زيست » . « در كوچهاى كه منار باشد وثاق مگيريد تا از دردسر موذنان بدآواز ايمن باشيد . « 3 » »
ديگر از اندرزهاى شجاع اينكه : « حق و حرمت همسايه نيكو دار و محافظت نما و با مردم كوى و محله صاحب وفاق و با مروت باش و در رعايت حال بيماران كوى و محله و پرسش ايشان تقصير منما . . . هم بر اين منوال صاحبان عزا و مصيبت را به جنازه ميتشان حاضر شو و به هر كار مهمى كه همسايه را واقع گردد همراهى و موافقت و مددكارى و مرافقت دريغ مدار . . . و از كودكان همسايه نوازش و تربيت ، و از پيران محله احترام و عزت دريغ مدار . . . پس ناكردنى مكن و ناگفتنى مگوى ، كه هركه چيزى كند كه نبايد كرد ، و چيزى گويد كه نبايد گفت ، چيزى بيند كه نبايد ديد و چيزى شنود كه نبايد شنيد .
. . . بام خانه از بام خانه همسايگان بلندتر ساز تا بر حال تو مطلع نگردند ، ليكن بايد كه به خانه همسايه ننگرى . . . از همسايه بدنام و بىصلاح احتراز لازم دان . . . ضياع و عقار از براى روز پيرى و ضعف حال و ايام سختى و اختلال بدست آر . . . چون ضياع بدست آرى مقسوم
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 489 .
( 2 ) . انيس الناس از صفحه 213 ببعد .
( 3 ) . كليات عبيد ، به اهتمام پرويز اتابكى ، ص 205 .