تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
دارد همه شرها در خانه دارد . يكى گفت : . . . از دشمن يارى خواستن و اميد به دشمن داشتن و سخن وى شنيدن . يكى گفت : آنكه مكارى بگريزد و مرد را تنها بگذارد . يكى گفت : از فراق بتر هيچ نيست . يكى گفت : سخت‌ترين چيزى در جهان آنست كه كسى پيش همچون خودى شود و از همچون خودى سؤال كند و حاجتمند او شود . يكى گفت : غمهاى جهان چهار چيز است يكى غم دختران ، اگرچه يكى باشد ، و غم سفر و غم وام و غم سؤال . يكى گفت : در جهان هيچ از مرگ بتر نيست . « 1 » »

خوشترين چيزى در جهان

نويسنده در جاى ديگر مىگويد : « درين جهان بهشت به سه چيز بيابى : روى نيكو كه در خانه دارى و خوى خوش ، و آواز خوش با خوردنيهاى خوش . مردى كه زنى نيكو و پارسا در خانه دارد وى در بهشت است . و گفته‌اند از زندگى خوشتر چيزى نيست و از مرگ سختتر چيزى نيست . . . . هركه بامداد برخيزد و از سه چيز مستغنى باشد ، دولت دو جهان او را باشد : اول از در خانه طبيبان مستغنى باشد و از قرض خواستن و به كاسه و كيسه همسايگان طمع داشتن مستغنى باشد . و از سراى ظالمان مستغنى باشد و از رنج همسايه امن باشد ، نعمت دنيا و آخرت وى را باشد . گفتند : از عافيت بهتر هيچ نيست . زيرا كه هر چيز به چيزى محتاج است ، عافيت به هيچ چيز محتاج نيست . برخى گفتند : نعمتها و راحتهاى اين جهان سه چيز است : تندرستى ، توانگرى و ايمنى و از بهر اين گفته‌اند :
ثلثة ليس لها نهاية * الآمن و الصّحة و الكفاية
. . . گفته‌اند پنج چيز زندگى را بيفزايد : آواز خوش شنيدن و روى نيكو ديدن ، و بىنيازى از خلق و كامرانى و علم دانستن . و پنج چيز زندگى را بكاهد : نيازمندى در پيرى و بيمارى در غريبى و نگريستن در روى مرده و ياد كردن گذشته . هيچ چيز بهتر از آن نيست كه مرد نيكونام باشد .
هامش
( 1 ) . تلخيص از بحر الفوايد صفحه 453 ببعد .