تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
دل نيارامد ز گفتار دروغ * زاب و روغن هيچ نفروزد فروع در حديث راست آرام دل است * راستيها ، دانهء دام دل است
* * *
دل بيارامد ز گفتار صواب * آنچنان‌كه تشنه آرامد ز آب
* * *
چونكه بد كردى بترس ايمن مباش * زانكه تخم است و بروياند خداش
در تاريخ طبرستان تاليف بهاء الدين محمد بن حسن بن اسفنديار كه در نيمه اول قرن هفتم هجرى قمرى به رشته تحرير درآمده است ضمن مطالعهء نامه تنسر ( كه ابن مقفع آن را از پهلوى به تازى برگردانده و از آثار مشهور عصر ساسانيان است ) به تعاليم اخلاقى و اجتماعى چندى برميخوريم ، از جمله از قول حكماى اوايل ، مردم را به كار و كوشش دعوت و تبليغ مىكند و با صراحت مىنويسد : « . . . دل فارغ خالى از كار ، پيوسته تفحص محالات و تتبع خبرهاى اراجيف كند و از آن فتنه زايد و دست بىصنعت در بزه‌ها آويزد . . . » در جاى ديگر از اين نامه از كيفرهاى شديد انتقاد شده و اخذ جريمه و غرامت را به نفع مظلوم ستم‌ديده ، به عدل و عقل نزديكتر مىشمارد : « . . . به روزگار سلف سنت آن بود كه زننده را باز زنند و خسته‌كننده را خسته كنند و غاصب و سارق را مثله كنند و زانى را همچنين . سنت فرمود نهادن و جراحت را غرامت معلوم ، چنان كه ظالم از آن برنج آيد و مظلوم را منفعت و آسايش رسد ، نه چنان كه دزد را چون دست ببرند ، هيچ كس را منفعت نباشد ، و نقصانى فاحش ، در ميان خلق ظاهر آيد ، [ * ] و غاصب را غرامت چهار چندان كه دزد را . . . و اين احكام در كتاب و سنن نبشت . . . چون ما ديديم در احكام و سنت پيشينگان مظلوم فايده نبود و عامه را مضرتى و نقصانى در عدد و قوت ظاهر مىشد اين حكم و سنت وضع فرموديم تا به عهد ما و بعد ما بدين كار كنند . « 1 »

معرفى رياكاران

در كتاب پيغمبر دزدان در بخش مكتوبات و اشعار به سالوس و رياى برخى از افراد دنياپرست شديدا حمله شده و از جمله چنين آمده است : « . . . علماء آنها رشوه را حلال ، و كرشمه و عشوه را ، اقبال مىدانستند و درس خودسازى و شرعىبازى را خدمت عالم رزاق ميخواندند . . . در خواندن تجويد خدمت قاريان ريش‌سفيد ، تاكيد تمام داشتند ، خاصه در كشيدن مد تا عدد صد و نود ، كه قرائت هر حرفى را به اقتضاى حلق رسانيدند يعنى الف و عين و
هامش
( 1 ) . هزار سال نثر فارسى ، كتاب سوم ، ص 799 .