محمّد بن حسام خوسفى
مناقب هفت رنگ
هر صبحدم كه چرخ كند طيلسان سپيد * از موكب سپيده شود آسمان سپيد
بر بام چرخ ، دامن اين فرش عبقرى * گردد ز تاب خسرو سيّارگان سپيد
اين رابعه كه معبد او دير عيسوىست * آيد برون ز صومعه دامن كشان سپيد
بازيچههاى چرخ مُشَعبَد ، برآورد * هر بامداد مهرهء مهر از دهان سپيد
داراى ملك روم ، به يغماى شب رود * تا زنگبار را بكند خان و مان سپيد
گردد ز برق مشعلهء آتشين عذار * آفاق را ز دودهء شب دودمان سپيد