اساس گلشن پيروزه را مدار به تست * بسيط مركز شش گوشه را قرار به تست
ايا دهان تو را در حجاب ، مرواريد * چو حقهيى كه بود پر خوشاب ، مرواريد
چو شبنمى ز عرق بر رخ تو بنشيند * بود صفاش چو بر آفتاب ، مرواريد
وگر به نسبت تشبيه بر قمر چون نجم * و يا بر آب ، بجاى حباب ، مرواريد
جواهر از صدف سينهء تو بنمايد * بدان مثال كه در آب ناب ، مرواريد
بريزد از قلمت همچو لؤلؤ منثور * عبارت سخنت بر كتاب ، مرواريد
چو در ركاب كنى پا ، ز ميخ نعلينت * هزار بوسه دهد بر ركاب ، مرواريد
مرا چو نرگس جدّ تو در خيال آيد * ز چشم من بچكد همچو آب ، مرواريد
چو ياد واقعهء كربلا دهند به ميغ * بجاى نم بچكاند سحاب ، مرواريد