محمد رضا براتى ( براتى )
لواى صاحب الزمان
از نفس بهار بين غاليهسا نسيم را * گل به فضا پراكند روحفزا شميم را
زنده كند بار دگر دَمِ صبا رميم را * زلف بنفشه نو كند خاطرهء قديم را
شود ز عشق در نوا دوباره تاروپود من
به باغ مرغ خوشنوا به شاخه بسته آشيان * به دشت كبك پا نهد به روى فرش پرنيان
ز مى پياله ميدهد به دست ياس و ارغوان * به عشوه نرگس آورد به جان ياسمن توان
شكوفه نقره بيخته به دشت و دامن چمن