كيست معشوق من ؟ آن شاهد بزم ازلى * مظهر جلوهء حق ، سرّ خفى ، نور جلى
سرو بستان نبى ، شمع شبستان على * محرم اندر حرم قرب شه لَم يزلى
هادى مهدى ، داراى جهان حجّت عصر * آنكه بر رايت او خواند خدا آيت نصر
ايزد از روز ازل كاين گل پاكيزه سرشت * اين برومند شجر ، در چمن دهر بكشت
به دو دستش دو كليد از قِبَل خويش بهشت * تا بدين هر دو گشايد درِ سجّين و بهشت
بدسگالش را در كام ربايد سجّين * نيك خواهش را آغوش دهد حُور العين
هفت دوزخ ز لهيب غضبش يك لهب است * هشت جنّت ز رياض كرمش يك خشبست
نه فلك را شرف از درگه او مكتسبست * خلقت ذاتش ايجاد جهان را سببست