تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
او خدا را همه از خلقت گيتى غرض‌ست * ذات او جوهر و باقى همه گيتى عرض‌ست
تا جهان بوده‌ست اين نور جهان آرا بود * بود از آن روز كه نى آدم و نى حوّا بود
او سليمان بُد و او عيسى و او موسى بود * نوح و يونس را او همره در دريا بود
آسمان بود و زمين بود و بَشر بود و مَلَك * نور او گه به زمين بود عيان گه به فلك
گر نهان‌ست يكى روز عيان خواهد شد * آشكار از رخش آن راز نهان خواهد شد
در همه گيتى فرمانش روان خواهد شد * آنچه خواهيم به حمد اللّه آن خواهد شد
تا رسد دست من آن روز بِدان دامن پاك * نَهَم امروز بدين در ، سرِ طاعت بر خاك