آن كو نكرد مهر تو سرمايهء عمل * ناديده هيچ سود به دو صد زيان رسيد
ما بر اميد روى تو از گردش قمر * تا كى مه لقاى تو خواهد عيان رسيد
گر آفتاب طلعتت از مطلع ظهور * طالع شود بطالع ما ، وقت آن رسيد
هر كس به قدر همت خود مىرسد به كام * گر همت آن بود كه توان ، مىتوان رسيد
لطف تو گر كند به عنايت شفاعتى * چون آن زمان رسد كه رهى را زمان رسيد
شايد كه بنده را چو دگر بندگان دهند * رخصت كه بنده رفت و به صدر جنان رسيد
اين نكتههاى عشق كه الهام غيبىست * در عيب آن مكوش كه از غيبدان رسيد
از كاشفات غيبى الهام روح بود * از لوح سينه آنچه مرا بر زبان رسيد
اندر كفم چو كلك سه اسبه سوار شد * از نوك خامه بوسه مرا بر بِنان رسيد