تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
با يكّه تاز عزم تو زانو دُوتا كند * اين توسن سپهر كه هيچش قرار نيست
اى صبح رُوشن از افق معدلت درآى * ما را زياده طاقت اين شام تار نيست
ما را ز قلزم فِتَن آخر الزّمان * جُز ساحل عنايت و لطفت كنار نيست
در كام دوستان تو اى خضر رهنما * آب حيات جُز ز لبت خوشگوار نيست
اى طاق ابروى تو مرا قبلهء نياز * از يك اشاره‌اى كه مشير و مشار نيست
غير از حديث عشق تو اى ليلى قدم * مجنون حُسن روى تو را كار و بار نيست
غير از طواف كوى تو اى كعبهء مراد * هيچ آرزو در اين دل امّيدوار نيست
شور شراب لم يزلى در سر است و بس * جُز مست بادهء ازلى هوشيار نيست