كمپانى ( مفتقر )
استغاثه به حضرت مهدى امام زمان « عج »
آمد بهار و بىگل رويت بهار نيست * باد صبا مباد چو پيغام يار نيست
بى روى گلعُذار مخوانم به لالهزار * بى گل نواى بلبل و شور هزار نيست
بى سرو قدّ يار چه حاجت به جويبار * ما را سرشك ديده كم از جويبار نيست
بى چين زلف دوست نه هر حلقهاى نكوست * تارى ز طرّهاش به ختا و تتار نيست
بزمى كه نيست شاهد من شمع انجمن * گر گلشن بهشت بود سازگار نيست
گمنام دهر گردد و ويران شود به قهر * شهرى كه شاه عشق در او شهريار نيست