شاگرد را چه جرم كشيد ارمد * يا سخت گفت حَرف مشدّد را
در پيش آفتاب به بينائى * نتوان گشود ديدهء مرمد را
در اصل چون صفا و كدورت بود * آينه و سفال معقّد را
جرم سفال چيست كه ننمايد * آينه دار ابيض و اسود را ؟
موى ار نداشتند چو لحيائى * تقصير چيست كوسج و امرد را ؟
خوب و بد از مهيّت اشيا شد * ره نيست آنكه خوب كند بد را
ماهيّت مظنّه بود بى شك * غير از يقين شناسى اگر حد را
بر قدر قابليّت دَر قسمت * داد او وجود اشقى و اسعد را
وضع جهان به وجه تناسب شد * بر جاى پا نبود محلّ يد را