تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1537

مساهمون:

ص١٥٣٧
حضرت را به حضور ايشان آورد و گفت : مردم مىگويند كه موسى بن جعفر در تنگى و شدّت است ، شما حال او را مشاهده كنيد و گواه شويد كه آزار و علّتى ندارد و بر او كار را تنگ نگرفته‌ايم . حضرت فرمود كه : اى جماعت ! گواه باشيد كه سه روز است كه ايشان زهر به من داده‌اند و به ظاهر صحيح مىنمايم و لكن زهر در اندرون من جا كرده است و در آخر اين روز سرخ خواهم شد به سرخى شديد ، و فردا زرد خواهم شد زردى شديد ، و روز سيّم رنگم به سفيدى مايل خواهد شد و به رحمت حقّ تعالى و اصل خواهم شد ، چون آخر روز سيّم شد روح مقدّسش در ملاء اعلى به پيغمبران و صدّيقان و شهدا ملحق گرديد به مقتضاى كريمهء :
وَ أَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَتِ اللَّهِ
، [ 1 ] رو سفيد به رحمت الهى منتقل شد . صلوات اللّه عليه . شيخ صدوق و غيره از حسن بن محمّد بن بشّار روايت كرده كه گفت : شيخى از اهل قطيعة الرّبيع كه از مشاهير عامّه بود و بسيار موثّق بود و اعتماد بر قول او داشتيم ، مرا خبر داد كه روزى سندى بن شاهك مرا با جماعتى از مشاهير علما كه جملگى هشتاد نفر بوديم جمع كرد و به خانه‌اى در آورد كه موسى بن جعفر عليه السّلام در آن خانه بود . چون نشستيم سندى بن شاهك گفت : نظر كنيد به احوال اين مرد ( يعنى موسى بن جعفر عليه السّلام ) كه آيا آسيبى به او رسيده است ؟ زيرا كه مردم گمان مىكنند كه اذيّت‌ها و آسيب‌ها به او رسانيده‌ام و او را در شدّت و مشقّت داريم و در اين باب سخن بسيار مىگويند ، ما او را در چنين منزل گشاده بر روى فرش‌هاى زيبا نشانيده‌ايم . خليفه نسبت به او بدى در نظر ندارد ، براى اين او را نگاه داشته كه چون برگردد با او صحبت بدارد و مناظره كند ، اين كه صحيح و سالم نشسته است و در هيچ باب بر او تنگ نگرفته‌ايم ، اينك حاضر است از او بپرسيد و گواه باشيد . آن شيخ گفت كه : در تمام مجلس همّت ما مصروف بود در نظر كردن به سوى آن
هامش
[ 1 ] سورهء آل عمران ، آيهء 107 .