تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1531

مساهمون:

ص١٥٣١
فرح و سرور عيد گرديد و روزى دو مرتبه در آن حجره را مىگشود ، يك نوبت براى آن كه بيرون آيد و وضو بسازد ، نوبتى ديگر براى آن كه طعام از براى آن جناب ببرند . محمّد بن سليمان نوفلى گفت كه : يكى از كاتبان عيسى كه نصرانى بود و بعد اسلام اظهار كرد رفيق بود با من ، وقتى براى من گفت كه اين عبد صالح و بندهء شايستهء خدا ( يعنى موسى بن جعفر عليه السّلام ) در اين ايّام كه در اين خانه محبوس بود چيزى چند شنيد از لهو و لعب و ساز و خوانندگى و انواع فواحش و منكرات كه گمان ندارم هرگز به خاطر شريفش آن‌ها خطور كرده باشد . [ 1 ] و بالجمله ، مدّت يك سال آن حضرت در حبس عيسى بود و مكرّر هارون به او نوشت كه آن جناب را شهيد كند . او جرأت نكرد كه به اين امر شنيع اقدام كند ، جمعى از دوستان او نيز او را از آن منع كردند ، چون مدّت حبس آن حضرت نزد او به طول انجاميد نامه‌اى به هارون نوشت كه حبس موسى عليه السّلام نزد من طول كشيد و من بر قتل وى اقدام نمىنمايم ، من چندان كه از حال او تفحّص مىنمايم به غير عبادت و تضرّع و زارى و ذكر و مناجات با قاضى الحاجات چيزى نمىشنوم و نشنيدم كه هرگز بر تو يا بر من يا بر احدى نفرين نمايد يا بدى از ما ياد نمايد ، بلكه پيوسته متوجّه كار خود است به ديگرى نمىپردازد ، كسى را بفرست كه من او را تسليم او نمايم و الّا او را رها مىكنم و ديگر حبس و زجر او را بر خود نمىپسندم . يكى از جواسيس عيسى كه به تفحّص احوال آن جناب موكّل بود گفته كه من در ان ايّام بسيار از آن جناب مىشنيدم كه در مناجات با قاضى الحاجات مىگفت : خداوندا ، من پيوسته سؤال مىكردم كه زاويهء خلوتى و گوشهء عزلتى و فراغ خاطرى از جهت عبادت و بندگى خود مرا روزى كنى ، اكنون شكر مىكنم كه دعاى مرا مستجاب گردانيدى ، آنچه مىخواستم عطا فرمودى . چون نامهء عيسى به هارون رسيد كسى فرستاد و آن جناب را از بصره به بغداد
هامش
[ 1 ] بحار الأنوار ، ج 48 ، ص 207 - 221 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1531 | الشيخ عباس القمي