و مشايخ را جمع نمود و گفت كه : هرگاه حادثهء مرگ به من رو آورد امر وكالت با ابى القاسم بن روح خواهد بود ، بدرستى كه من مأمور شدم به اين كه او را بعد از وفات به جاى خود بگذارم ، پس به او رجوع نماييد و در كارهاى خود اعتماد به او كنيد . [ 1 ]
و در روايت معتبرهء ديگر چنانچه در بحار نقل شده آن كه جماعتى از شيعه در نزد محمّد بن عثمان جمع شدند و به او گفتند كه : اگر حادثه مرگ از براى تو روى نمايد در جاى تو كى مىباشد ؟
گفت : ابو القاسم حسين بن روح قائم مقام من است و در ميان شما و حضرت صاحب الأمر عليه السّلام واسطه است و وكيل و امين و ثقهء آن سرور است پس در كارهاى خود به او رجوع نماييد و در مهمات خود به او اعتماد كنيد ، من مأمور شده بودم كه اين مطلب را به شما برسانم . [ 2 ]
و در بعضى از نسخ توقيعى كه از جانب حضرت حجّت عليه السّلام از براى شيخ ابو القاسم بن روح بيرون آمده چنانچه در بحار از جماعتى از حملهء اخبار و ثقات نقل شده بدين لفظ است :
نعرفه عرّفه اللّه الخير كلّه و رضوانه ، و اسعده بالتّوفيق ، وقفنا على كتابه و وثقنا بما هو عليه ، و انّه عندنا بالمنزلة و المحلّ الّذين يسرّانه ، زاد اللّه فى احسانه اليه انّه ولىّ قدير ، و الحمد للّه الّذى لا شريك له ، و صلّى اللّه على رسوله محمّد و آله و سلّم تسليما كثيرا . [ 3 ]
حاصل مضمون فقرات بلاغت آيات آن كه : ما مىشناسيم او را ( يعنى حسين بن روح را ) خداوند بشناساند و عالم گرداند او را طريقهء همهء خير و رضاى خود و او را يارى فرمايد به توفيق خود ، ما مطّلع شديم بر مكتوب او و مطّلع گرديديم بر امانت او ، و به ديندارى او وثوق و اعتماد داريم بدرستى كه او در نزد ما به مكان و منزلت بلند آن چنانى است كه مسرور مىسازد آن منزلت و مكان او را ، زياد فرمايد
هامش
[ 1 ] بحار الأنوار ، ج 51 ، ص 355 ؛ كتاب الغيبة ، ص 226 .
[ 2 ] كتاب الغيبة ، ص 226 ؛ بحار الأنوار ، ج 51 ، ص 355 .
[ 3 ] بحار الأنوار ، ج 51 ، ص 356 ؛ كتاب الغيبة ، ص 227 .