خداى تعالى احسان خود را دربارهء او بدرستى كه او صاحب همهء نعمتها است و بر همه چيز قادر است ، و حمد مر خداوند را سزا است كه شريك از براى او نيست ، و صلوات خداوند و سلام او بر رسول او محمّد و آل او باد .
و از احوالات اين بزرگوار چنين مذكور داشتهاند كه چنان تقيّه مىنمود در بغداد و چنان با مخالفين حسن سلوك داشت كه هر يك از مذاهب اربعه مدّعى بودند كه او از ماست و افتخار مىنمودند هر طايفهاى از ايشان به نسبت او به ايشان . [ 1 ]
[ چهارم شيخ ابى الحسن علىّ بن محمّد سمرىّ ]
( چهارم ) : از وكلاء و سفراى حضرت حجت - عجّل اللّه فرجه - شيخ ابى الحسن علىّ بن محمّد سمرىّ [ 2 ] بود و چون وفات شيخ ابو القاسم حسين بن روح - عليه الرّحمة - در رسيد به امر حضرت حجّت امام عصر عليه السّلام ، قائم مقام خود قرار داد شيخ ابى الحسن علىّ بن محمّد سمرى را ، و كرامات و معجزات و جواب مسائل شيعيان را حضرت حجّة اللّه - عجل اللّه فرجه - به دست او جارى مىفرمود ، و شيعيان به امر آن حضرت اموال را تسليم او مىنمودند و او به خدمت آن بزرگوار مىفرستاد . و چون او را زمان وفات در رسيد شيعيان در نزد او حاضر شدند و از او خواهش كردند كه كسى را به جاى خود بنشاند و امر نيابت را به او واگذارد ، او در جواب گفت كه :
خدا را امرى هست كه بايد آن را به اتمام رساند ، ( يعنى بايد غيبت كبرى واقع شود ) .
و در روايت ديگر از شيخ صدوق - عليه الرّحمة - آن كه : چون شيخ ابو الحسن سمرى را زمان وفات رسيد شيعيان در نزد وى حاضر شدند و از او پرسيدند كه بعد از تو وكيل امور كى خواهد بود و كدام شخص در جاى تو خواهد نشست ؟ در جواب ايشان گفت : من مأمور نشدهام كه در اين باب به احدى وصيّت نمايم .
هامش
[ 1 ] كفاية ، ج 3 ، ص 348 .
[ 2 ] دربارهء او نك ايضا : تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 305 ؛ رجال طوسى ، ص 432 ؛ سفينة البحار ج 6 ، ص 442 ؛ تتمة المنتهى ، ص 303 .