طبايع ايشان نرم باشد براى قبول دين ، و متصلّب باشند در دفع فتنههاى مضلّين و در آن وقت حدايق ملّت و دين بيارايد و صبح حقّ درخشان باشد و حقّ تعالى با تو ظلم و طغيان را از زمين براندازد و به جهت امن و امان در اطراف جهان ظاهر شود و مرغان شرايع دين مبين به آشيانهاى خود برگردند و امطار فتح و ظفر بساتين ملّت را سر سبز و شاداب گرداند .
پس حضرت فرمود كه : بايد آنچه در اين مجلس گذشت پنهان دارى و اظهار ننمايى مگر به جمعى كه از اهل صدق و وفا و امانت باشند .
ابن مهزيار گفت : چند روز در خدمت آن حضرت ماندم و مسائل مشكله را از آن جناب سؤال نمودم ، آنگاه مرا مرخّص فرمود كه به اهل خود معاودت نمايم ، و در روز وداع زياده از پنجاه هزار درهم با خود داشتم به هديّه به خدمت آن حضرت بردم و التماس بسيار نمودم كه قبول فرمايند ، تبسّم نمود و فرمود : استعانت بجوى به اين مال در برگشتن به سوى وطن خود كه راه درازى در پيش دارى [ 1 ] و دعاى بسيار در حقّ من نمود و برگشتم به سوى وطن .
و حكايت و اخبار در اين باب بسيار است .
هامش
[ 1 ] بحار الأنوار ، ج 52 ، ص 34 ؛ حق اليقين ، ص 399 - 402 ، چاپ ذو القربى .
گفتنى است كه داستان ديدار فوق چند گونه نقل شده است : نك : بحار الأنوار ، ج 52 ، ص 9 ، 12 ؛ الغيبة شيخ طوسى ، ص 159 ؛ دلائل الامامة ، ص 298 و تبصرة الولى فى رأى القائم المهدى عليه السّلام ، ولى همانطور كه مرحوم علامه مجلسى رحمه اللّه و ديگران احتمال دادهاند ، ديدار ياد شده واحد بوده و راويان آن را به گونههاى مختلف نقل كردهاند .