تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1914

مساهمون:

ص١٩١٤
عاصم كوفى خبرى را كه حاصلش آن است كه او وارد شد بر حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام حضرت به او نمود بساطى را كه بر او نشسته بودند بسيارى از انبياء و مرسلين عليهم السّلام و نمود به او آثار قدم‌هاى ايشان را . على مىگويد : افتادم بر روى آن و بوسيدم آن را و بوسيدم دست امام عليه السّلام را و گفتم : من عاجزم از نصرت شما به دست خود و عملى ندارم غير از موالات و دوستى شما و بيزارى جستن از دشمنان شما و لعن كردن بر ايشان در خلوات خود ، پس چگونه خواهد بود حال من ؟ حضرت فرمود : حديث كرد مرا پدرم از جدّم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود : هر كه ضعف پيدا كند از نصرت ما اهل بيت و لعنت كند در خلوات خود دشمنان ما را برساند حقّ تعالى صورت او را به جميع ملائكه ، پس هر زمانى كه لعن كند يكى از شما دشمنان ما را بالا برند آن را ملائكه و لعنت كنند كسى را كه لعنت نكند ايشان را . پس هرگاه برسد صورت او به ملائكه استغفار كنند براى او و ثنا گويند بر او و بگويند : اللّهمّ صلّ على روح عبدك هذا الّذى بذل فى نصرة اوليائه جهده ، و لو قدر على اكثر من ذلك لفعل . پس ندا آيد از جانب حقّ تعالى كه : اى ملائكهء من ! من استجابت كردم دعاى شما را در حقّ اين بنده‌ام و شنيدم نداى شما را ، صلوات فرستادم بر روح او با ارواح ابرار و قرار دادم او را از مصطفين اخبار . [ 1 ]

[ هفتم احسان و اكرام سادات ]

( [ احسان و اكرام سادات ] ) ( هفتم ) : در بحار الأنوار است كه صاحب تاريخ قم روايت كرده از مشايخ قم كه ابو الحسن حسين بن حسن بن جعفر بن محمّد بن اسماعيل بن الإمام جعفر الصّادق عليه السّلام در قم بود و شرب خمر مىكرد علانيه ، پس روزى براى حاجتى رفت
هامش
[ 1 ] بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 316 .