امام علىّ نقى عليه السّلام دعايى طلب كردهاى ، پس از براى من نيز از او دعايى بخواه .
پس چون خدمت آن حضرت رسيدم ، حضرت فرمود : اى ابو موسى ! هذا وجه الرّضا ابن روى ، روى خشنودى و رضا است .
گفتم : بلى به بركت تو اى سيّد من ، و لكن گفتند به من كه شما نزد او نرفتيد و از او خواهش نفرموديد .
فرمود : خداوند تعالى مىداند كه ما پناه نمىبريم در مهمّات مگر به او و توكل نمىكنيم در سختىها و بلاها مگر بر او ، و عادت داده ما را كه هرگاه از او سؤال كنيم اجابت فرمايد و مىترسيم اگر عدول كنيم از حقّ تعالى خدا نيز از ما عدول فرمايد .
گفتم كه : فتح به من چنين و چنين گفت .
فرمود : او دوست مىدارد ما را به ظاهر خود و دورى مىكند از ما به باطن خود و دعا فايده نمىكند براى كسى كه دعا كند مگر به اين شرايط ، هرگاه اخلاص ورزى در طاعت خدا ، و اعتراف كنى به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و به حقّ ما اهل بيت ، و سؤال كنى از حقّ تعالى چيزى را محروم نمىسازد تو را .
گفتم : اى سيّد من ! تعليم كن به من دعايى كه مخصوص سازى مرا به آن از بين دعاها .
فرمود : اين دعايى است كه بسيار مىخوانم من خدا را به آن و از خدا خواستهام كه محروم نفرمايد كسى را كه بخواند آن را بعد از من در مشهد من و دعا اين است :
يا عدّتى عند العدد ، و يا رجائى و المعتمد ، و يا كهفى و السّند ، و يا واحد يا احد ، يا قل هو اللّه احد ، اسألك اللّهمّ بحقّ من خلقته من خلقك ، و لم تجعل فى خلقك مثلهم احدا ، ان تصلّى عليهم و تفعل بى كيت و كيت . [ 1 ]
دهم
: قطب راوندى روايت كرده از هبة اللّه بن ابى منصور موصلى كه گفت : در ديار
هامش
[ 1 ] بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 127 به نقل از امالى طوسى ، مجلس 11 .