گفت : بلى .
گفت : بخوان قصيده را ، دعبل خواند قصيده را ، پس امر كرد كه كتف او را و كتفهاى جميع اهل قافله را باز كردند و اموال ايشان به ايشان ردّ كردند به جهت كرامت دعبل . [ 1 ]
ولادت دعبل ، در سال وفات حضرت صادق عليه السّلام [ بود ] وفات كرد دعبل به شوش سنه دويست و چهل و ششم .
ابو الفرج در اغانى گفته كه : دعبل بن على از شيعهء مشهورين است به ميل به على عليه السّلام و قصيدهء مدارس آيات او از احسن شعرها است و برابرى كرده در فخر بر تمام مدحهايى كه گفته شده براى اهل بيت عليهم السّلام ، پس ابو الفرج نقل كرده قصّهء ورود دعبل را بر حضرت امام رضا عليه السّلام وصله دادن حضرت او را سى هزار درهم رضويّه و خلعت دادن او را به جامهاى از جامههاى خود و هم نقل كرده كه دعبل نوشت قصيدهء « مدارس آيات » را به جامه و محرم شد در آن و امر كرد كه آن را در اكفانش گذارند ، و دعبل پيوسته خائف بود از خلفاى زمان خود و فرارى و پنهان بود به واسطهء هجوى كه مىگفت براى آنها و از زبان او مىترسيدند . [ 2 ]
و حكايت شده از دعبل كه گفت : زمانى كه فرار كرده بودم از خليفه ، شبى را در نيشابور بيتوته كردم تنها و عزم كردم كه قصيدهاى به جهت عبد اللّه بن طاهر بگويم در آن شب ، همين كه در فكر آن بودم شنيدم در حالى كه در را بسته بودم بر روى خود كه صدايى بلند شد : السّلام عليكم ، ألج يرحمك اللّه ؟ بدنم به لرزه در آمد و حال عظيمى براى من روى نمود . پس صاحب آن صورت به من گفت : نترس عافاك اللّه بدرستى كه من مردى هستم از برادران تو از جنّ از ساكنين يمن ، بر ما وارد شده
هامش
[ 1 ] عيون اخبار الرّضا عليه السّلام ، ج 2 ، ص 263 ؛ بحار الأنوار ، ج 49 ، ص 239 ؛ كمال الدين ، ص 373 . نيز نك : الارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 263 ؛ الفصول المهمة ، ص 248 ؛ كشف الغمة ، ج 2 ، ص 318 ؛ رجال كشى ، ص 504 ، 970 ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 338 .
[ 2 ] الاغانى ، ج 20 ، ص 132 .