تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1737

مساهمون:

ص١٧٣٧

سيّم : حسن بن علىّ بن فضّال ثميلّى كوفىّ مكنّى به ابو محمّد

: [ 1 ] قاضى نور اللّه در مجالس گفته كه : به خدمت حضرت امام موسى عليه السّلام رسيده بود و از راويان حضرت امام رضا عليه السّلام است و اختصاص تمام به آن حضرت داشت ، و جليل القدر و عظيم المنزله ، و زاهد ، و صاحب ورع ، و ثقه بود در روايات . و در كتاب نجاشى از فضل بن شاذان منقول است كه گفت : در يكى از مساجد نزد بعضى از قرّاء درس مىخواندم ، در آنجا قومى ديدم كه با هم سخنان مىگفتند و يكى از آن ميان مىگفت كه : در كوه مردى است كه او را ابن فضّال مىگويند و او عابدترين جماعتى است كه ما ديده‌ايم و گفت كه او به صحرا بيرون مىآيد و به سجده فرو مىرود و آنگاه مرغان صحرا بر او جمع مىشوند و او آن چنان از خود محو شده بر زمين مىافتد كه از دور گمان مىشود كه جامه يا خرقه‌اى است و وحشيان صحرا نزديك به او چرا مىكنند و از او رميده نمىشوند بنا بر غايت مؤانست كه ايشان را به او حاصل شده ! فضل بن شاذان گويد : پس از آن سخن گمان كردم كه مگر آن حال كسى است كه در زمان سابق بوده و بعد از استماع آن سخن به اندك زمانى ديدم كه شيخى خوش صورت نيكو شمايل كه جامهء برسى و رداء برسى در بر و كفش سبز در پا داشت از در در آمد و بر پدر من كه با او نشسته بودم سلام كرد و پدر من جهت تعظيم او برخاست و او را جاى داد و گرامى داشت و چون بعد از لحظه‌اى برخاست ، من از پدر خود پرسيدم كه اين شيخ كيست ؟ گفت : اين حسن بن علىّ بن فضّال است .
هامش
[ 1 ] براى اطلاع بيشتر نك : اعيان الشيعة ، ج 5 ، ص 208 ؛ بهجة الآمال ، ج 3 ، ص 172 ؛ التحرير الطاوسي ، ص 74 و 75 ؛ جامع الرواة ، ج 1 ، ص 214 ؛ رجال حلى ، ص 37 ؛ تهذيب المقال ، ج 2 ، ص 4 ؛ الكنى و الالقاب ، ج 1 ، ص 366 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 5 ، ص 44 - 53 و 79 .