تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1732

مساهمون:

ص١٧٣٢
آن پول‌هاى رضويّه بود . يعنى مسكوك به نام مبارك آن حضرت بود لهذا شيعيان هر دينار آن را به صد درهم خريدند ، و چون قاضى نور اللّه روايت را بالتّمام از عيون اخبار الرّضا نقل نكرده بلكه اوّل آن را از كشف الغمّه نقل كرده لاجرم ذكر جبّه و صد دينار اجمال دارد و من اشاره مىكنم به اوّل روايت موافق آنچه در عيون است : شيخ صدوق به سند معتبر روايت كرده كه : وارد شد دعبل بر حضرت امام رضا عليه السّلام به مرو و عرض كرد : يا بن رسول اللّه ! من قصيده‌اى براى شما گفته‌ام و قسم خورده‌ام كه قبل از شما براى كسى نخوانم آن را ، فرمود : بيار آن را . پس خواند قصيدهء مدارس آيات را تا رسيده به اين شعر :
أرى فيئهم فى غير هم متقسّما * و ايديهم من فيئهم صفرات
حضرت گريست و فرمود : راست گفتى اى خزاعى ، پس چون رسيد به اين شعر :
اذا و تروا مدّوا الى واتريهم * اكفّا عن الاوتار منقبضات
حضرت تقليب كف كرد و فرمود : بلى و اللّه منقبضات ، و چون رسيد به شعر :
لقد خفت فى الدّنيا و أيّام سعيها * و انّى لأرجو الأمن بعد وفاتى
حضرت فرمود : ايمن گرداند خداوند تو را روز فزع اكبر ، پس چون رسيد به اين شعر :
و قبر ببغداد لنفس زكيّة * تضمّنها الرّحمن فى الغرفات
فرمود : آيا ملحق نكنم به اين موضع از قصيدهء تو دو بيتى كه تمام قصيدهء تو به آن خواهد بود ؟ عرض كرد : ملحق فرما يا بن رسول اللّه . فرمود :
و قبر بطوس يا لها من مصيبة * ألحّت على الأحشاء بالزّفرات [ 1 ] الى الحشر حتّى يبعث اللّه قائما * يفرّج عنّا الهمّ و الكربات
هامش
[ 1 ] در اعلام الورى ، ج 2 ، ص 67 : توقّد فى الأحشاء بالحرقات .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1732 | الشيخ عباس القمي