شما را به زحمت و رنج در آورديم برگرديد و خود را به مشقّت نيفكنيد ، آن كس كه هر سال نماز مىخوانده همان بخواند .
حضرت طلبيد كفش خود را پوشيد و سوار شد و برگشت ، و مختلف شد امر مردم در آن روز و منتظم نشد امر نمازشان به سبب اين كار . [ 1 ]
( مؤلّف گويد ) : اگر چه به حسب ظاهر مأمون در توقير و تعظيم حضرت امام رضا عليه السّلام مىكوشيد و احترام آن جناب را فروگذار نمىكرد امّا در باطن ، به طور شيطنت و نكرى بر طريق نفاق با آن حضرت دشمنى مىكرد و به حكم
هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ
[ 2 ] دشمن واقعى بلكه سختترين دشمنان او بود كه به حسب ظاهر به طريق محبّت و دوستى و خوشزبانى با آن حضرت رفتار مىنمود ، امّا در باطن مثل افعى و مار آن جناب را مىگزيد و پيوسته جرعههاى زهر به كام آن بزرگوار مىرسانيد . لاجرم از زمانى كه آن حضرت وليعهد شد اوّل مصيبت و اذيّت و صدمات آن حضرت شد ، و در همان روزى كه با آن جناب بيعت كردند يكى از خواصّ آن حضرت گفت : من در خدمت آن جناب بودم و به جهت ظاهر شدن فضل آن حضرت مستبشر و خوش حال بودم ، آن حضرت مرا به نزد خود طلبيد و آهسته با من فرمود كه : به اين امر خوش حال مباش ، زيرا كه اين كار به اتمام نخواهد رسيد و به اين حال نخواهم ماند . [ 3 ]
و در حديث علىّ بن محمّد بن الجهم است كه چون مأمون علماى امصار و فقهاى اقطار را جمع كرد كه با امام رضا عليه السّلام مباحثه و مناظره نمايند و آن حضرت بر همه غالب شد و همگى اقرار به فضيلت آن جناب نمودند و از مجلس مأمون برخاست و به منزل خود معاودت فرمود ، من در خدمت آن حضرت رفتم و گفتم :
خدا را حمد مىنمايم كه مأمون را مطيع شما گردانيد و در اكرام شما مبالغه مىنمايد
هامش
[ 1 ] عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، ج 2 ، ص 149 ؛ بحار الأنوار ، ج 49 ، ص 134 به نقل از عيون .
[ 2 ] سورهء منافقون ، آيه 4 .
[ 3 ] بحار الأنوار ، ج 49 ، ص 145 ؛ العوالم ، ج 22 ، ص 256 .