ستّة آباء هم ما هم [ 1 ] * أفضل من يشرب صوب الغمام [ 2 ]
و هم مأمون امر كرد به مردم سياهپوشى را كه بدعت بنى عبّاس بود ترك كنند و جامههاى سبز بپوشند ، و يك دختر خود امّ حبيب را به آن حضرت تزويج كرد و دختر ديگر خود امّ الفضل را به امام محمّد تقى عليه السّلام نامزد كرد ، و تزويج كرد به اسحاق بن موسى دختر عمّش اسحاق بن جعفر را .
و در آن سال ، ابراهيم بن موسى برادر حضرت امام رضا عليه السّلام به أمر مأمون با مردم حجّ كرد .
[ نماز عيدى كه برگزار شد ]
و روايت شده كه چون نزديك عيد شد ، مأمون فرستاد خدمت آن حضرت كه بايد سوار شويد و برويد به مصلّى نماز عيد بگزاريد و خطبه بخوانيد .
پيغام فرستاد كه مىدانى من قبول ولايت عهد كردم به شرط آن كه در اين كارها مداخله نكنم ، مرا عفو كنيد از نماز عيد خواندن با مردم ، مأمون پيغام داد كه من مىخواهم در اين كار دلهاى مردم مطمئن شود به آن كه تو وليعهد منى و بشناسند فضل تو را .
حضرت قبول نكرد ، پيوسته رسول ما بين آن حضرت و مأمون رفت و آمد مىكرد تا اين كه اصرار مردم در اين كار بسيار شد ، لاجرم حضرت پيغام فرستاد كه اگر مرا عفو كنى بهتر است به سوى من و اگر عفو نمىكنى من مىروم به نماز همان نحو كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السّلام مىرفتند .
مأمون گفت : برو به نماز به هر نحو كه خواسته باشى ، پس امر كرد سرهنگان و دربانان را و مردم را كه اوّل صبح بر در خانهء حضرت امام رضا عليه السّلام حاضر شوند .
هامش
[ 1 ] هم من هم . خ ل .
[ 2 ] الارشاد ، ج 2 ، ص 236 .