مردم نسبت به آن حضرت فتورى به هم رسد ، و اين تدبير نيز بر خلاف مقصود او نتيجه داد و همگى آنها مغلوب آن حضرت گرديدند و اقرار به فضيلت و جلالت آن جناب نمودند ، الخ . [ 1 ]
( مؤلّف گويد كه ) : من شايسته ديدم در اينجا به يكى از مجالس مناظرهء آن حضرت اشاره كنم و كتاب خود را به آن زينت دهم .
ذكر مجلس مناظرهء حضرت امام رضا عليه السّلام با علماى ملل و اديان
: شيخ صدوق روايت كرده از حسن بن محمّد نوفلى هاشمى كه گفت : چون وارد شد حضرت امام رضا عليه السّلام بر مأمون ، امر كرد مأمون فضل بن سهل [ 2 ] را كه جمع كند اصحاب مقالات را مانند جاثليق [ 3 ] - كه رئيس نصارى است - ، و رأس الجالوت [ 4 ] - كه بزرگ يهود است - ، و رؤساء صابئين - و ايشان كسانى هستند كه گمان مىكنند بر دين نوح عليه السّلام مىباشند - و هربذ اكبر [ 5 ] - كه بزرگ آتشپرستان باشد - و اصحاب زردشت و نسطاس [ 6 ] رومى ، و متكلّمين را تا بشنود كلام آن حضرت و كلام ايشان را ، پس جمع كرد فضل بن سهل ايشان را و آگاه نمود مأمون را به اجتماع ايشان .
مأمون گفت كه : ايشان را نزد من حاضر كن ، پس چون حاضر گرديدند نزد او ، مرحبا گفت و نوازش كرد ايشان را و گفت : من شما را جمع آوردم براى خبر و دوست دارم كه مناظره كنيد با پسر عمّ من اين مرد كه از مدينه بر من وارد شده است ، پس هرگاه صبح شود حاضر شويد نزد من و احدى از شما تخلّف نكند .
هامش
[ 1 ] عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، ج 2 ، ص 239 .
[ 2 ] وزير مأمون .
[ 3 ] لفظى يونانى است و معرّب كاتوليك مىباشد و نام شخص خاصى نيست .
[ 4 ] اسم خاص نيست .
[ 5 ] لقب بزرگ زرتشتيان بود و به معناى پيشواى بزرگ مذهبى و قاضى زرتشتى و خادم آتشكده است . نك : نهضت كلامى در عصر امام رضا عليه السّلام ، ص 136 .
[ 6 ] در الاحتجاج : قسطاس .