گردانيد و چند ركعت نماز به جا آورد و دعاى بسيار خواند ، چون فارغ شد به سجده رفت و طول داد سجده را . من شمردم پانصد تسبيح در سجده گفت ، پس سر برداشت و بيرون رفت . [ 1 ]
و سيّد ابن طاووس روايت كرده از ياسر ، خادم مأمون كه گفت : زمانى كه وارد شد ابو الحسن علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام در قصر حميد بن قحطبه ، بيرون كرد از تن لباس خود را و داد به حميد و حميد داد به جاريهء خود كه بشويد آن را ، پس نگذشت زمانى كه آن جاريه آمد و با او رقعهاى بود و داد به حميد و گفت : يافتم اين رقعه را در گريبان لباس ابو الحسن عليه السّلام ، پس حميد به آن حضرت عرض كرد : فداى تو گردم بدرستى كه اين جاريه يافته است رقعهاى در گريبان پيراهن تو ، چيست آن ؟
فرمود : تعويذى است كه آن را از خود دور نمىكنم .
حميد گفت : ممكن است كه ما را مشرّف كنى به آن ؟
پس فرمود كه : اين تعويذى است كه هر كه نگاه دارد در گريبان خود دفع مىشود بلا از او و مىباشد براى او حرزى از شيطان رجيم ، پس خواند تعويذ را بر حميد و آن اين است :
« بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، بسم اللّه انّى اعوذ بالرّحمن منك ، إن كنت تقيّا أو غير تقىّ ، أخذت باللّه السّميع البصير على سمعك و بصرك ، لا سلطان لك علىّ و لا على سمعى و لا على بصرى ، و لا على شعرى ، و لا على بشرى ، و لا على لحمى ، و لا على دمى ، و لا على مخّى ، و لا على عصبى ، و لا على عظامى ، و لا على مالى ، و لا على ما رزقنى ربّى ، سترت بينى و بينك بستر النّبوّة الّذى استتر انبياء اللّه به من سطوات الجبابرة و الفراعنة ، جبرائيل عن يمينى ، و ميكائيل عن يسارى ، و اسرافيل عن ورائى ، و محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امامى ، و اللّه مطّلع علىّ ، يمنعك منّى و يمنع الشّيطان منّى .
اللّهمّ لا يغلب جهله أناتك ان يستفزّنى و يستخفّنى ، اللّهمّ اليك التجأت ، اللّهم اليك
هامش
[ 1 ] عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، ج 2 ، ص 136 .