تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1673

مساهمون:

ص١٦٧٣
( مؤلّف گويد كه ) : ابن شهر آشوب نيز در مناقب اين روايت را نقل فرموده و وجه تسميهء آن چشمه را به عين كهلان ذكر كرده ، آنگاه فرموده كه آهويى به قصد آن حضرت آمد در آنجا پناه به حضرت گرفت ، و ابن حمّاد شاعر اشاره به همين نموده در شعر خود :
الّذى لاذ به الضّ - * - بية و القوم جلوس من أبوه المرتضى * يزكو و يعلو و يروس [ 1 ]
و شيخ صدوق و ابن شهر آشوب از ابو الصّلت روايت كرده‌اند كه : چون امام رضا عليه السّلام به ده سرخ رسيد در وقتى كه به نزد مأمون مىرفت گفتند : يا بن رسول اللّه ! ظهر شده است نماز نمىكنيد ؟ پس فرود آمد و آب طلبيد ، گفتند كه : آب همراه نداريم ، پس به دست مبارك خود زمين را كاويد ، آن قدر آب جوشيد كه آن حضرت و هر كه با آن حضرت بود وضو ساختند و اثرش تا امروز باقى است ، و چون به سناباد رسيد پشت مبارك خود را گذاشت به كوهى كه ديگ‌ها از آن مىتراشند و گفت : خداوندا ، نفع ببخش به اين كوه و بركت ده در هر چه در ظرفى گذارند كه از اين كوه تراشند و فرمود كه از برايش ديگ‌ها از سنگ تراشيدند و فرمود كه طعام آن حضرت را نپزند مگر در آن ديگ‌ها ، و آن حضرت خفيف الأكل و كم غذا بوده . پس از آن روز مردم ديگ‌ها و ظرف‌ها از آن تراشيدند و بركت يافتند ، پس حضرت داخل خانهء حميد بن قحطبهء طائى شد و داخل شد در قبّه‌اى كه قبر هارون در آنجا بود ، پس به دست مبارك خود خطّى در جانب قبر او كشيد و فرمود كه اين تربت من است و من در اينجا مدفون خواهم گرديد ، و بعد از اين حقّ تعالى اين مكان را محلّ ورود شيعيان و دوستان من خواهد گردانيد ، به خدا سوگند كه هر كه از ايشان مرا در اين مكان زيارت كند يا بر من سلام كند البتّه حقّ تعالى مغفرت و رحمت خود را به شفاعت ما اهل بيت براى او واجب گرداند ، پس رو به قبله
هامش
[ 1 ] راس يعنى خراميد . ( م ) المناقب ، ج 4 ، ص 348 .