تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1670

مساهمون:

ص١٦٧٠
و قتيل بالطّفّ غودر فيهم [ 1 ] * بين غوغاء امّة و طغام
يعنى : شهيد در كربلا مانده و گرفتار شد در ميان مردمان نانجيبى بين جماعتى از ناكسان و فرومايگان . روايت شده كه چون كميت قصيدهء « ميميّهء » خود را بر حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام خواند به اين شعر كه رسيد حضرت گريست و فرمود : اى كميت ! اگر نزد ما مالى بود تو را صله مىداديم ، لكن از براى تو است آن كلامى كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به حسّان بن ثابت فرمود : لا زلت مؤيّدا بروح القدس ما ذببت عنّا اهل البيت . رجوع كرديم به حديث سابق : مردمان نيشابور گوش دادند كه حضرت امام رضا عليه السّلام حديث بفرمايد ، حضرت املاء فرمود اين حديث را ، ( يعنى : كلمه كلمه مىفرمود و ابو زرعه و محمّد بن اسلم كلمات آن حضرت را به مردم مىرسانيدند . و كشيده شد براى نوشتن اين حديث بيست و چهار هزار قلمدان به غير از دوات‌ها ، فرمود : حديث كرد مرا پدرم حضرت موسى بن جعفر كاظم ، فرمود : حديث كرد مرا پدرم جعفر بن محمّد صادق ، فرمود : حديث كرد مرا پدرم محمّد بن علىّ باقر ، فرمود : حديث گفت مرا پدرم علىّ بن الحسين زين العابدين ، فرمود : حديث گفت مرا پدرم حسين بن علىّ ( شهيد زمين كربلا ) فرمود : حديث فرمود مرا پدرم امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب در زمين كوفه ، فرمود : حديث فرمود مرا برادرم و پسر عمّم محمّد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، فرمود : حديث كرد مرا جبرئيل ، گفت : شنيدم حضرت ربّ العزّة سبحانه و تعالى مىفرمايد : كلمة لا إله الّا اللّه حصنى ، فمن قالها دخل حصنى ، و من دخل حصنى امن من عذابى . [ 2 ]
هامش
[ 1 ] منهم . خ ل . [ 2 ] استاد أبو القاسم قشيرى گفته كه اين حديث به اين سند رسيد به بعضى از امراى سامانيّه ، پس نوشت آن را به طلا و