تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1669

مساهمون:

ص١٦٦٩
بعضى گردن كشيده بودند به سايبان مهد . و لقد اجاد من قال :
گرش ببينى و دست از ترنج بشناسى * روا بود كه ملامت كنى زليخا را
الى ان أنتصف النّهار ، و جرت الدّموع كالأنهار ، و سكنت الاصوات ، و صاحت الأئمّة و القضاة : معاشر النّاس اسمعوا وعوا و لا تؤذوا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فى عترته و انصتوا . مردم به همان حال انقلاب بودند تا روز به نيمه رسيد و آن قدر مردم گريستند كه اگر جمع مىگشت مثل نهر جارى مىشد ، و صداها ساكت شد ، پيشوايان مردم و قاضيان فرياد كشيدند كه اى مردم ! گوش بدهيد و ياد گيريد و اذيّت مكنيد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در عترتش ، و سكوت كنيد . ( يعنى گريستن و صيحه كشيدن شما مانع شده كه حضرت امام رضا عليه السّلام بتواند حديث بفرمايد و اين اذيّت آن حضرت است و اذيّت آن حضرت ، اذيّت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است ) . [ 1 ] ( مؤلّف گويد ) : به اينجا كه رسيدم به خاطر آوردم واقعهء حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام را روز عاشورا در وقتى كه مقابل لشكر كوفه آمد خواست ايشان را موعظه و نصيحتى فرمايد آن محرومان از سعادت و سرگشتگان وادى ضلالت صداها بلند كردند و به فرمايش آن حضرت گوش ندادند ، امر فرمود ايشان را كه سكوت كنيد ، ابا كردند ، فرمود : « ويلكم ! ما عليكم أن تنصتوا الىّ و تسمعوا قولى و أنا أدعوكم الى سبيل الرّشاد » . و نبود در آنجا يك خداپرستى كه فرياد كند مردم ! اين پسر پيغمبر است چرا او را اذيّت مىكنيد ؟ چرا ساكت نمىشويد كه موعظهء خود را بفرمايد و كلام خود را به پايان رساند ؟ و يكى از مصائب آن سيّد مظلوم بود كه كميت شاعر در شعر خود اشاره به آن كرده و بر حضرت باقر عليه السّلام خوانده و آن حضرت را به گريه در آورده . قال رحمه اللّه :
هامش
[ 1 ] كشف الغمه ، ج 3 ، ص 101 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1669 | الشيخ عباس القمي