مىكند شما را كه مانند طاهر و هرثمه [ 1 ] باشيد ، و لكن بوده باشيد بر خلاف اين عقيده و آئينى كه بر آن مىباشيد ؟ ! گفتم : نه و اللّه خوشحال نمىكند مرا آن كه از براى من باشد دنيا و آنچه در آن است طلا و نقره و من بر خلاف اين حال باشم كه هستم .
حضرت فرمود : حقّ تعالى مىفرمايد :
اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ
. [ 2 ]
آنگاه فرمود : نيكو كن ظنّ خود را به خدا ، پس بدرستى كه كسى نيكو شد گمان او به خدا ، بوده باشد خدا نزد گمان او و كسى كه راضى شد به قليل از رزق ، قبول مىفرمايد حقّ تعالى از او قليل از عمل را ، و كسى كه راضى شد به كم از حلال ، سبك مىشود مؤونهء او ، و سبز و تازه مىباشند اهل او ، و بينا مىكند خداوند او را به درد دنيا و دواء آن ، و بيرون برد او را از دنيا به سلامت به سوى دار السّلام . [ 3 ]
هشتم
: شيخ صدوق به سند معتبر از ريّان بن صلت روايت كرده كه گفت : خواند حضرت امام رضا عليه السّلام براى من اين اشعار را كه از جناب عبد المطلب است .
يعيب النّاس كلّهم زمانا * و ما لزماننا عيب سوانا
نعيب زماننا و العيب فينا * و لو نطق الزّمان بنا هجانا
و انّ الذّئب يترك لحم ذئب [ 4 ] * و يأكل بعضنا بعضا عيانا
يعنى : تمام مردم ، روزگار را عيب مىكنند و حال آن كه عيبى براى روزگار نيست سواى ما ، حاصل آن كه عيب روزگار ماييم اگر ما نبوديم روزگار عيب نداشت .
و قريب به همين است قول آن كه گفته :
آبادى بتخانه ز ويرانى ما است * جمعيّت كفر از پريشانى ما است
هامش
[ 1 ] اين دو نفر از سركردگان مأمونند . ( م )
[ 2 ] سورهء سباء ، آيه 13 .
[ 3 ] تحف العقول ، ص 334 ؛ بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 342 .
[ 4 ] در اعلام الورى ، ج 2 ، ص 69 ؛ و ليس الذئب يأكل لحم ذئب .