تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1657

مساهمون:

ص١٦٥٧
دانش طلب و بزرگى آموز * تا به نگرند روزت از روز جايى كه بزرگ بايدت بود * فرزندى كس نداردت سود چون شير به خود سپه‌شكن باش * فرزند خصال خويشتن باش

سيّم

: فرمود : ما اهل بيتى مىباشيم كه و عده‌اى كه به كسى داده‌ايم آن را دين خود مىبينيم . ( يعنى ملتزميم كه مانند دين آن را ادا كنيم ) هم چنان كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چنين كرد . [ 1 ]

چهارم

: فرمود : بيايد بر مردم زمانى كه عافيت در آن زمان ده جزء باشد ، نه جزء آن در اعتزال و كناره گزيدن از مردم و يك جزء ديگر در سكوت باشد . [ 2 ] ( مؤلّف گويد كه ) : ما در فصل كلمات حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام آنچه شايستهء اعتزال بود ذكر كرديم به آنجا رجوع شود ، و براى اين كه اين محلّ را خالى نگذاريم اين چند شعر را كه مناسب مقام است ذكر مىنماييم :
نان جوين و خرقهء پشمين و آب شور * سى پارهء كلام و حديث پيمبرى هم نسخهء سه چار ز علمى كه نافع است * در دين نه لغو بو على [ 3 ] و ژاژ بحترى زين مردمان كه ديو از ايشان حذر كند * در گوشه‌اى نهان شده بنشسته چون پرى با يك دو آشنا كه نيرزد به نيم‌جو * در پيش ملك همّتشان ملك سنجرى اين آن سعادت است كه به روى حسد برد * آب حيات و رونق ملك سكندرى
هامش
[ 1 ] تحف العقول ، ص 333 . [ 2 ] تحف العقول ، ص 333 ؛ بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 339 . [ 3 ] بوعلى ، ابن سينا است . ژاژ يعنى سخنان هرزه و ياوه . و بحترى به حاء مهملة ، نام شاعرى است كه مدح خلفاء نموده كه از جملهء ايشان است متوكّل . مؤلّف رحمه اللّه .