تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1658

مساهمون:

ص١٦٥٨

پنجم

: روايت شده كه : خدمت آن حضرت عرض شد كه : چگونه صبح كرديد ؟ فرمود : صبح كردم به اجل منقوص . ( يعنى مدّت عمرم پيوسته در كم شدن است ) ، و عمل محفوظ هر چه مىكنم ثبت و حفظ مىشود ، و مرگ در گردن ما است و آتش پشت سر ما است و نمىدانم چه خواهد شد به ما . [ 1 ]

ششم

: فرمود : در بنى اسرائيل عابد ، عابد نمىگشت تا آن كه ده سال سكوت كند ، چون ده سال سكوت اختيار مىكرد عابد مىگشت . [ 2 ] ( مؤلّف گويد كه ) : روايات در مدح سكوت بسيار است و مقام را گنجايش نقل نيست و من در اينجا اكتفا مىكنم به اين چند شعر كه از امير خسرو نقل شده :
سخن گرچه هر لحظه دلكش‌تر است * چه بينى خموشى از آن بهتر است در فتنه بستن دهان بستن است * كه گيتى به نيك و بد آبستن است پشيمان ز گفتار ديدم بسى * پشيمان نگشت از خموشى كسى شنيدن ز گفتن به اردل نهى * كزين پر شود مردم از وى تهى صدف زان سبب گشت جوهر فروش * كه از پاى تا سر همه گشت هوش همه تن زبان گشت شمشير تيز * به خون ريختن زان كند رستخيز

هفتم

: فرمود : هر كه راضى شد از حقّ تعالى به روزى كم ، حقّ تعالى راضى مىشود از او به عمل كم . [ 3 ] و روايت شده از احمد بن عمر بن ابى شعبه حلبى و حسين بن يزيد معروف به نوفلى كه وارد شديم بر حضرت رضا عليه السّلام پس گفتيم به آن حضرت كه : ما بوديم در وسعت رزق و فراخى عيش ، پس تغيير كرد حال ما بعض تغييرات ، ( يعنى فقير شديم ) ، پس دعا كن كه خدا برگرداند آن را به ما . فرمود : چه مىخواهيد بشويد ؟ آيا مىخواهيد پادشاهان باشيد ؟ آيا خوش‌حال
هامش
[ 1 ] تحف العقول ، ص 332 ؛ بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 339 . [ 2 ] قصص الانبياء راوندى ، ص 160 ؛ بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 345 به نقل از آن . [ 3 ] بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 349 .