پس فرمود : بگير اين دويست اشرفى را و استعانت جوى به او براى مخارج و كلفتهاى خود و متبرّك شو به او و صدقه مده آن را از جانب من ، و بيرون رو كه من تو را نبينم . و تو مرا نبينى ! ، پس بيرون آمد .
سليمان گفت : فداى تو شوم عطاى وافر دادى و رحم فرمودى ، پس چرا روى مبارك را از او پوشانيدى ؟
فرمود : از ترس آن كه ببينم ذلّت سؤال را در روى او به جهت حاجتش ، آيا نشنيدى حديث رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را كه پنهان كنندهء نيكى معادل است با هفتاد حجّ ( يعنى عملش ) ؟ و افشاء كنندهء بدى مخذول است و پوشانندهء آن آمرزيده شده است ، آيا نشنيدى كلام اوّل را ؟
متى آته يوما أطالب [ 1 ] حاجة * رجعت إلى أهلى و وجهى بمائه [ 2 ]
حاصل مضمون آن است كه . ممدوح من كسى است كه اگر روزى به جهت حاجتى نزد او روم بر مىگردم به سوى اهل خود ، و آبروى من به جاى خود باقى است ، نحوى رفتار مىكند كه به مذلّت سؤال گرفتار نمىشوم .
( مؤلّف گويد كه ) : ابن شهر آشوب در مناقب اين روايت را نقل كرده پس از آن فرموده كه : آن حضرت عليه السّلام در خراسان در يك روز عرفه تمام مال خود را بخش كرد ، فضل بن سهل گفت كه : اين غرامت است . فرمود : بلكه غنيمت است ، پس فرمود : غرامت نشمرد البتّه چيزى را كه به آن طلب مىكنى اجر و كرامت را ، ( انتهى ) . [ 3 ]
و بدان كه توسّل جستن به حضرت امام رضا عليه السّلام براى سلامتى در سفر برّ و بحر و رسيدن به وطن و خلاصى از اندوه و غم و غربت نافع است ، و گذشت در كلام حضرت صادق عليه السّلام كه تعبير فرموده از آن حضرت به دادرس و فرياد رس امّت ، و در
هامش
[ 1 ] لا طالب . ( خ . ل )
[ 2 ] الكافى ، ج 4 ، ص 23 ؛ بحار الأنوار ، ج 49 ، ص 101 به نقل از الكافى .
[ 3 ] المناقب ، ج 4 ، ص 361 .