تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1628

مساهمون:

ص١٦٢٨

نهم

: شيخ كلينى از سليمان جعفرى روايت كرده كه گفت : من با حضرت امام رضا عليه السّلام بودم در شغلى ، پس چون خواستم بروم به منزلم فرمود : برگرد با من و امشب نزد من بمان . پس رفتم با آن حضرت ، پس داخل شد آن حضرت به خانه وقت غروب آفتاب ، پس نظر كرد به غلامان خود ديد مشغول گل كارى مىباشند براى ساختن اخيه براى ستوران يا غير آن ، ناگاه ديد سياهى را با ايشان كه از ايشان نيست ، فرمود : چيست كار اين مرد با شما ؟ گفتند : كمك مىكند ما را و ما چيزى به او مىدهيم . فرمود : مزدش را گفتگو كرده‌ايد ؟ گفتند : نه ، اين مرد راضى مىشود از ما به هر چه به او مىدهيم . پس حضرت رو آورد و زد ايشان را به تازيانه و غضب كرد براى اين كار غضب سختى . من گفتم : فداى تو شوم ، براى چه اذيّت بر خودتان وارد مىآوريد ؟ فرمود : من مكرّر ايشان را نهى كردم از مثل اين كار و اين كه كسى با ايشان كار بكند مگر مقاطعه كنند با او در اجرتش ، و بدان كه نيست احدى كه كار بكند براى تو بدون مقاطعه پس تو زياد كنى براى آن كارش سه مقابل اجرتش را مگر آن كه گمان مىكند كه تو كم دادى مزدش را ، و اگر مقاطعه كردى با او پس بدهى به او مزدش را ستايش مىكند تو را به آن كه وفا كردى ، و اگر زياد كردى بر مزدش يك حبّه [ 1 ] مىداند آن را و منظور دارد آن زيادتى را . [ 2 ]

دهم

: روايت شده از ياسر خادم كه گفت : چون حضرت امام رضا عليه السّلام خلوت مىكرد ، جمع مىكرد تمام خشم خود را از كوچك و بزرگ نزد خود و با ايشان سخن مىگفت و انس مىگرفت با ايشان و انس مىداد ايشان را ، و آن حضرت چنان بود كه هرگاه مىنشست بر خوان طعام نمىگذاشت كوچك و بزرگى تا
هامش
[ 1 ] حبه : واحد وزن بر دانه جو يا نخود ، خردل ، گندم اطلاق مىشود . [ 2 ] الكافى ، ج 5 ، ص 288 ؛ بحار الأنوار ، ج 49 ، ص 106 .