تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
زانوى ادب بر زمين زنند . در اين راه بايد اخلاص پيشه كرد تا صدف حقيقت را كه گمشده هر سالكى است يافت . تاريخ نشان مىدهد كه آنانى كه به عشق حق قدم در درياها نهاده و هجرت كردند و ساخته و پرداخته شدند و از خامى به پختگى و از آن به سوختن رسيدند كه :
حاصل عمرم سه سخن بيش نيست * خام بدم پخته شدم سوختم
و تنها اينها رستگار شدند و چه اندك‌اند . اما اينان بسان خورشيدى تابان هستند كه تاريك راه‌گم‌كردگان را روشن مىكنند . درود خدا بر آنان روزى كه متولد شدند و روزى كه مىميرند و روزى كه دوباره برانگيخته مىشوند .

تشبيه سوم : دانشمند يا كشاورز قلوب

يكى از بهترين و رساترين تشبيهات ، تشبيه معقول به محسوس است ؛ چون بايد مشبه‌به عند المخاطب روشن‌تر باشد تا بيشتر بتواند مشبه را به ما معرفى كند و ما با محسوسات بيشتر مأنوسيم ، لذا با تشبيه معقول به محسوص مىتوان نتيجه بهترى گرفت . در اين تشبيه دانشمند را به يك كشاورز تشبيه كرده‌ايم . كشاورز صحراهاى وسيع را آباد مىسازد و بيابان‌هاى لم‌يزرع و بىآب‌وعلف را به مناطق سرسبز و خرم و باغستان‌هايى متنوع تبديل مىكند و دانشمند سرزمين پهناور درون ، يعنى قلوب و افئده را آباد مىكند . كشاورز احياگر است ، عالم هم احياگر است . كشاورز اراضى موات را احيا مىكند و دانشمند دل‌هاى مرده و تاريك را زنده مىسازد و حيات واقعى مىبخشد . كشاورز نيازهاى فرد و اجتماعى جوامع انسانى را تأمين مىكند ، دانشمند همچنين است ؛ منتهى كشاورز نيازهاى حيوانى انسان‌ها ، يعنى خوراك آنها و پوشاكشان را تأمين مىكند و دانشمند نيازهاى انسانى و روحى و معنوى بشر را . كشاورز مىكوشد و عالم هم مىكوشد ، ولى كشاورز در راه سرزمين طبيعت و دانشمند در مسير سرزمين دل ، كشاورز آبيارى دارد دانشمند هم آبيارى مىكند ، اما كشاورز خاك را و عالم مغزهاى خشكيده و روان‌هاى تشنه را از زلال معرفت سيراب مىكند .