سوگند ياد كرده است :
فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ،
ولى واى به آن روز سياه و نكبتبارى كه شيطان درون غالب آيد . تو را از هستى ساقط خواهد كرد ، انسانيت و شرف و عقل تو را زير سم ستوران هوس له و لورده خواهد كرد و به درهاى سقوط خواهى كرد كه راه نجاتى نداشته باشى . پس بايد از آغاز راه مسلح باشى و ابزار لازم براى يك مبارزهء طولانى را به همراه يدك بكشى و آن ابزار عبارتاند از :
الف . عقل : هان ، عقل را فراموش نكن و هر گامى برمىدارى با او مشورت كن و از او مصلحت خواهى كن .
ب . وجدان و نفس لوامه : هيهات اگر نداهاى وجدان را ناديده بگيرى كه ساقط مىشوى .
ج . تقواى الهى : تقوى و اخلاص قوىترين اسلحهاى است كه در اين مبارزه كار آمد است و فتح المبين و فتح الفتوح مىآورد و اگر متقى بود ، يعنى واجب و حرام الهى را امتثال كردى بدان كه اگر تمامى راهها به رويت بسته شود معطل نخواهى ماند .
نتيجه اين تلاش طاقتفرسا اين است كه وقتى با برداشتن زخمهاى گوناگون از دشمنان در كمين و با جويبارهايى از عرق جبين و با خستگى بسيار از مشكلات و غبار راهى بس طولانى در چروكهاى چهره به بالاى قله دانش صعود مىكنى ، هيچ لذتى به اندازهء شيرينى آن لحظه برايت مفهوم نخواهد داشت . اينجاست كه نفس عميق و راحت و پاك به پاكى بلنداى قله از دل خسته و تن رنجور مىكشى و سكينه بر قلبت مىنشيند و اطمينان قلب رهآوردت مىشود و يقين به رويت چهره گشود و لبخند مىزند و حقيقت عريان و برهنه در برابر ديدگان جانت مجسم مىشود . خدا كه به كليم اللّه فرمود :
لَنْ تَرانِي ،
خود را به تو مىنماياند و تازه عبد خدا مىشوى كه تا به حال عبد هوا بودى و تازه زنجير عبوديت و بندگى حق را به گردن مىنهى كه بندگى و اسارت نيست ، بلكه عين آزادى است و از آنجا مىتوانى همانند فرشتگان بر جهان محيط شده و به پايين قله بنگرى و ببينى كه چگونه كلاب دنيا بر سر جيفهء دنيا به يكديگر چنگ و ندان نشان مىدهند و چگونه گرگهاى اسير در طبيعت يكديگر را