در كلام على ، خداى بيان * حال دلبستگان به دنيا خوان
سفرى باشد اين دو روزهء عمر * خويشتن بهر آن مهيا دان
گوييا بر سفينهاى راكب * مىنمايى گذر بر آب روان
دسته دسته مناظر زيبا * هست آيت براى بيداران
عدهاى را كه خواب بربوده * مىنمايد نصيبشان حرمان
آفرينندهء زمين و زمان * مهربان بر عباد در دو جهان
خالق و رازق همه عالم * هست قيوم بر كون و مكان
نبض عالم به دست قدرت او * اوست يارىرسان مظلومان
باشد او كاروان هستى را * سوى مقصد سلسلهجنبان
راه او ، رهرو او ، مقصد اوست * گشته حيران در اين خردمندان
همه از او به سوى او راجع * اندر اين بستر زمان ، روان
هان برادر ز خواب خرگوشى * خيز و بنما نظر به همسفران
دستهاى آرميده در خاكاند * عدهاى ، منتظر ، اميدواران
اندكى قدر خويش دانسته * در پى جمع زاد و توشه روان
شب آنان به گريهها و دعا * روزهاشان شود به روزه شبان
اهل دنيا در اين سفرخانه * گنج قارون كنند اندوزان
خواب غفلت ربوده آنها را * باشد آخر نصيبشان خسران
غم مخور عاشقا كه هست تو را * حجة بن الحسن كشتيبان
چند تشبيه زيبا
در پايان مناسب ديدم كه چند تشبيه زيبا را - كه در سال 1360 هجرى شمسى به ذهنم رسيده و در دفترى يادداشت كردهام - بيان كنم ، به اميد اين كه تذكرى باشد براى جويندگان حق و رهروان راه فضيلت و كمال و عشق .
تشبيه اول [ : تشبيه متعلم به كوهنورد قله نور ]
مثل همهء جوانان عاشقى كه در مسير علم و كمال جديت مىكنند مثل شخص