كوهنوردى است كه مىخواهد از قلهء بسيار رفيعى همانند قله دماوند بالا رود در حالىكه راهى بس خطرناك در پيش داشته و قلههايى سر به فلك كشيده فرا راه او قرار دارد و كورهراهى بيش وجود ندارد كه كوهنوردان پيشين آن را ترسيم كردهاند آن بالاى قله نور است ، نورانيت است ، صفا و يكرنگى است ، همه چيز در آنجا وضع و رنگ خاصى دارند و در آنجا از منيتها خبرى نيست ، بلكه همه ، ما هستيم ، و اين پايين قله درههاى خطرناك و سياهچالهايى مخفوف است ، ظلمتكدههايى تاريك است ، بيابانهايى پر از درندههاست ، گورستانى پر از مردههاى متحرك است ، زندانى مملو از زندانيان گرفتار دربند است ، خوابگاهى براى شكمپرستان است ، عشرتكدهاى براى ديوهاى شهوت است و . . .
جويندگان علم ، يعنى دانشآموزان و دانشجويان و طلاب گرامى چند قدمى از اين قلهء عظيم و سر به فلك كشيده را پيمودهاند و آن نور و روشنايى بالاى قله كه در جاى خود همانند خورشيد تابان مىدرخشد و نورافشانى مىكند و تمام سطح قله را روشن ساخته براى محصل همانند شمعى كمفروغ در شبى بس تاريك از راهى بسيار دورودراز خودنمايى مىكند همان كه قافلهها و مسافران راه گم كرده در شب به سوى آن مىروند و به او پناه مىبرند مىرويم به آن سوى تا هم خويشتن را از قيد جهالت رهانيده و هم سرمشقى براى ديگران باشيم كه هان اى انسانهاى ظلوم و جهول و هلوع و منوع ، به سوى نور بياييد و نورانى شويد و نور بدهيد . اكنون ما مبتديان در اين مسير بىپايان لنگلنگان قدم برداشته و هرچه به جلو مىرويم راه خطرناكتر مىشود و در ميانه راه هر لحظه عوامل خطرناك ما را به سقوط تهديد مىكند و مهمترين آن عوامل عبارتاند از :
1 . حوادث و طوفانهاى وحشتناكى كه در دامنه قله على الدوام وزيدن آغازيدهاند و گاه طوفان به قدرى سنگين است كه اگر رهرو و كوهنورد و قلهپيماى وادى علم و كمال اسباب سفر محكم نبسته باشد چنان به درههاى نيستى پرتاب مىشود كه هرگز نتواند سر بردارد ، و آن طوفانها عبارتاند از :
الف . خودخواهىها : از آنجا كه در اوج قله از منيتها و خودمحورىها خبرى
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 488
مساهمون: العلامة الحلي
ص٤٨٨