ب . قرآن : آيهاى كه در صدر بحث عنوان شد
وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ
كه امر است و ظهور در وجوب دارد .
ج . سنت : پيامبر اسلام فرمود :
لتأمرنّ بالمعروف و لتنهنّ عن المنكر أو ليسلّطنّ اللّه شراركم على خياركم فيدعو خياركم فلا يستجاب لهم . « 1 »
كه تهديد كرده بر ترك اين دو واجب و تهديد دليل وجوب است .
دوم . مرحلهء سلبى : در اين مرحله برهان بر ردّ وجوب عقلى اقامه كردهاند و آن اين كه اگر امر به معروف و نهى از منكر واجب به وجوب عقلى بودند لازم مىآمد يكى از دو مطلب :
الف . يا لازم مىآمد خلاف واقع ؛
ب . و يا لازم مىآمد اخلال به حكمت الهى .
و لازم بر هر دو قسمش باطل است پس ملزوم هم كه وجوب عقلى باشد باطل است .
بيان ملازمه : خاصيت واجبات عقليه اين است كه اختصاص به احدى ندارد ، بلكه بر همگان واجب است حتى بر ذات حق تعالى بر خلاف واجبات شرعيه كه انجام آن بر عباد واجب است نه بر خداوند . اگر امر به معروف و نهى از منكر واجب عقلى بودند ، پس بايد بر خداوند هم واجب مىشدند و اگر بر خدا واجب مىشدند از دو حال خارج نبود :
- يا خداوند اين واجب را انجام مىداد ، يعنى عملا به معروف وا مىداشت و از منكر باز مىداشت كه در اين صورت بايد همهء قبايح و معاصى از عالم برچيده شده و همهء واجبات انجام مىگرفت و خلاصه بشر مجبور مىشد به فعل طاعت و ترك معصيت و حال آنكه الواقع خلافه ، يعنى ما در خارج مىبينيم كه معاصى انجام مىگيرد و طاعات ترك مىشود .
- و يا خداوند اين واجب عقلى را انجام نمىداد كه در اين صورت خداوند اخلال
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 9 ، ص 378 .