يا نادم از آن مىگردد ، يا مصر بر آن است . شق دوم كه قبيح است فتعين الشق الاول پس دوباره هم واجب است كه توبه را تجديد كند .
2 . ابو هاشم جبائى و پيروانش مىگويند : خير تجديد توبه واجب نيست ؛ زيرا شايد كسى ابتدا پشيمان شد ، ولى بعدها از آن گناه متأسف نيست و افسوسى نمىخورد ، ولى قصد ارتكاب و شوق به آن هم ندارد در اين حال تا مرتكب گناه تازه نشده و قصد آن هم نكرده توبهاش مقبول است و لطمهاى به توبهاش وارد نمىآيد .
قوله و كذا المعلول
هرگاه كسى علت گناه را پيش از خود گناه مرتكب شود ، مثلا كسى را از بالاى بلندى به طرف زمين پرتاب كند كه پس از رها كردن قادر نيست كه دوباره او را برگرداند ، بلكه حتما به زمين خواهد رسيد و حتما مغزش متلاشى خواهد شد ، يا مثلا كسى به طرف ديگرى تيرى را رها مىكند كه پس از رها كردن تير قادر نيست جلوگيرى كند ، بلكه حتما به شخص اصابت كرده و او را خواهد كشت . آيا اين انسان بايد دوباره توبه كند يكى از علت گناه كه همان پرتاب كردن و يا انداختن تير باشد و ديگرى كشتن و اصابه به آن شخص و يا يك بار توبه آن هم براى معلول و مسبب كافى است ؟ دو قول است :
1 . قاضى القضاة گفته : دو توبه لازم است ، يكى بر خود پرتاب كردن و يا تير انداختن ؛ چون كار قبيحى است و ديگرى بر اين كه اين عمل مولد كار قبيح است پس دو توبه لازم است .
2 . ساير مشايخ معتزله گفتهاند : توبه از معلول به مسبب ، يعنى كشتن بايد كند نه از تيراندازى ؛ چون فعل قبيح همان كشتن است و قبح تير انداختن براى آن است كه به طور قهرى به كشتن منتهى مىشود و به نظر گروه اول توبه بر خود معلول صحيح نيست ؛ چون ندامت بر قبيح براى خاطر قبح آن است و قبل از وجود فعل قبيح كه قبحى در ميان نيست .
قوله : و وجوب سقوط العقاب بها
متكلمين اجماع دارند بر اين كه عقاب به واسطهء توبه ساقط مىگردد ، منتهى بحث در اين است كه آيا سقوط عقاب با توبه امرى واجب و ضرورى است و به مقتضاى عدل