تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
و حكمت الهى بر خداوند واجب است كه عقاب را از دوش تائب بردارد و يا اين كه قبول توبه و سقوط عقاب تفضل است ، يعنى در عدل الهى سقوط عقاب واجب نيست . آرى ، تفضلا خداوند عقاب را برمىدارد و گرنه خيلى چيزها باشد كه عقل ما نتواند ادراك كند كه آيا عقلا بر خدا واجب است يا خير ، ولى چون خدا وعده داده كه توبه را مىپذيرد و تائب را عقاب نمىكند و التائب من الذنب كمن لا ذنب له لذا عقابى نيست . علامهء شعرانى در شرح تجريد الاعتقاد ( ص 590 ) مىگويد : چند تن از مقصرين در غزوهء بنى قريظه و جنگ تبوك پشيمان شدند و توبه كردند ، ولى مدت‌ها توبه آنها به تأخير افتاد و يكى از آنها به نام ابو لبابه بود كه خود را بر استوانه مسجد بست و چند روز ناله كرد تا توبهء او قبول شد درحالىكه اگر واجب بود قبول توبه ، بايد همان روز اول توبهء او قبول مىشد و هنوز هم استوانه ابى لبابه در مسجد پيغمبر برجا و معروف است . نيز برادران يوسف با اين كه پشيمان شده بودند از پدر خواستند براى آنان استغفار كند . پس هركسى را خداى تعالى وعده قبول توبه داده است در عدل الهى وفاى به عهد واجب است و از همين قبيل است كه كسى را صريحا دعوت به توبه كرده باشند و دعوت هم دليل قبول است . حال در مسأله دو نظريه وجود دارد : 1 . معتزله بر آن‌اند كه سقوط عقاب به واسطه توبه واجب است و بر خدا فرض است به مقتضاى حكمت كه عقاب را از تائب بردارد . 2 . مرجئه بر آن‌اند كه سقوط عقاب به واسطه توبه تفضل و لطف خداوند است و گرنه واجب نيست گروه اول براى اثبات مدعاى خويش دو دليل آورده‌اند : يكم . اگر واجب نباشد اسقاط عقاب پس از توبه لازم مىآيد كه تكليف عاصى شايسته نباشد و اللازم باطل فالملزوم مثله . بيان ملازمه : از طرفى تكليف منحصرا بجاست براى در معرض قرار دادن عباد از براى منافع و از طرف ديگر با وجود عقاب ثوابى در كار نيست و از طرف سوم بالاجماع به غير از توبه عقاب ساقط نمىشود ، پس راهى براى عاصى به سوى اسقاط