تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
شود ؟ و يا اين كه توبه ذاتا مسقط عقوبت نيست ، ولى به قدرى ثواب توبه زياد است كه موجب حبط و نابودى گناه مىشود ؟ دو قول است : گروهى قول اول و گروهى قول ثانى را پذيرفته‌اند . جناب خواجهء طوسى قول اول را پذيرفته و براى اثبات آن سه دليل اقامه كرده است : 1 . گاهى مىبينيم كه توبه هست و عقاب را هم برمىدارد بدون آن‌كه براى خود توبه ثوابى باشد مثلا شخص خارج از ولايت و دشمن ولايت اگر از زنا توبه كند ، توبهء او قبول شده و عقاب زنا از او رفع مىشود درحالىكه ثوابى براى او نيست . پس توبه بذاتها مسقط عقاب است نه به واسطه كثرت ثواب . 2 . اگر توبه در اثر كثرت ثوابى كه دارد گناهان را ساقط مىكند و عقاب را برمىدارد لازم مىآيد كه فرقى نباشد ميان توبه پس از گناه با توبه پيش از گناه ( شبيه طاعات ديگرى كه برخى گناهان را مىشويند توسط كثرت ثواب آنها چه قبل از آن گناه اتيان شده باشند و چه پس از آن ) ، درحالىكه اگر اين سخن صحيح باشد لازمه‌اش آن است كه توبه‌كنندهء از گناهان اگر كافر يا فاسق هم شود پس از اين كه توبه كرده بود باز هم عقابش ساقط شود و اللازم باطل ؛ چون ما قطع داريم كه اگر كسى توبه كند و به دنبال آن شراب بخورد عقاب اين شرب خمر از او ساقط نيست . پس عامل سقوط عقاب ذات توبه است با اوصافى كه ذكر شد . 3 . اگر توبه در اثر كثرت ثوابش عقاب را برمىدارد ، لازمه‌اش آن است كه اگر كسى از گناه خاصى توبه كرد نه تنها عقاب آن ، بلكه عقاب معاصى ديگر هم ساقط شود ؛ چون نسبت كثرت ثواب به همه مساوى است و نبايد سقوط مختص به عقابى بودن عقاب ديگر باشد و اللازم باطل . گروه دوم استدلال كرده‌اند به اين كه اگر سقوط عقاب توسط نفس توبه باشد لازمه‌اش اين است كه اگر شخص عاصى در قيامت و به هنگام معاينه و ديدن آتش هم اگر توبه كرد توبه او پذيرفته و معصيت او رفع شود ؛ چون مقتضى سقوط عقاب توبه است و آن هم محقق شده و حال آن‌كه احدى به اين معنا ملتزم نيست . جواب ما : توبه وقتى اثر دارد و گناه را برمىدارد كه بر وجهش واقع شود و وجه