عقاب از وى باقى نمىماند و از طرفى هم اجتماع ثواب و عقاب محال است ؛ چون تناقض است پس تكليف عاصى قبيح خواهد بود .
بطلان لازم : از مسلمات است پس ملزوم هم باطل است .
جواب ما : اين سخن مختص به توبه و تائب نيست ، بلكه گناهكارى هم كه توبه نكند و پس از گناهى كه كرده و توبه نكرده تا آخر عمر به عبادت بپردازد هم مستحق ثواب است و هم مستحق عقاب و ثانيا اين كه شما گفتيد اجتماع ثواب و عقاب محال است ما مىگوييم در مورد مخلدين در نار آرى ، ولى در مورد فاسقين و گناهكاران مسلمان قابل جمع است ؛ چون عذاب آنها موقتى است و پس از آن به بهشت مىرسند .
دوم . دليل دوم اين است كه هرگاه كسى به ديگرى بدى كند سپس پيش او نهايت درجه عذرخواهى را كند و طرف بداند كه او واقعا نادم است بايد عذرش را بپذيرد و اين سيرهء عقلائيه است پس قبول توبه واجب است .
جواب ما : ما قبول نداريم كه پس از عذرخواهى مذمت قبيح باشد و بر فرض قبول مىگوييم شاهد و غايب مساوى نيستند ؛ يعنى كسى كه شاهد اسائه بود مذمت مىكند ولو غايب از صحنه مذمت نكند و حكم به قبول توبه كند .
دليل مرجئه : اگر سقوط عقاب واجب است هر آينه يا به خاطر وجوب قبول توبه است و يا براساس كثرت ثواب و هر دو باطل است .
اولى : زيرا كسى كه به ديگرى انواع بدىها مىكند و بزرگترين قبايح را مرتكب مىشود مثل قتل اولاد و غارت اموال سپس به پيش او عذر مىخواهد بر وى قبول عذر لازم نيست .
دومى : زيرا تحابط كه ثوابى گناهى را بشويد يا بالعكس باطل است عند المرجئه فالملزوم مثله .
13 . ملحقات توبه
شكى نيست در اين كه توبه واقعى عقاب را از بين مىبرد ، ولى اختلاف است در اين كه آيا توبه بذاتها و بما انها توبة موجب سقوط عقوبت مىشود البته اگر با شرايط آن واقع