دوباره ترك نكند و گرنه قضا يا ادا در كار نيست همانند نماز عيد فطر و عيد قربان كه در زمان حضور امام عليه السّلام واجب است و اگر بدان اخلال رساند ترك واجب كرده است .
توبه از حقوق الناس ، اگر حق مالى است ، يعنى مالى از ديگران سرقت كرده يا غصب كرده علاوه بر توبه و تصميم بر ترك بايد مال مردم را هم به آنها برساند و اگر خود آنها مردهاند بايد به ورثه آنها برساند و اگر متمكن از رد نيست بايد عزم بر رد مال داشته باشد ؛ يعنى مصمم باشد كه هرگاه مكنت پيدا كرد مال را به صاحبش رد كند .
و اگر حق عرضى و آبرويى است كه به ديگرى نسبت ناروا داده توبهاش به اين است كه از اين كار نادم شده و عزم بر ترك آن داشته باشد و ضمنا از صاحب حق حلاليت بطلبد و خود را براى حد قذف و نسبت ناروا هم آماده سازد .
اگر حق جانى است چنانچه شخصى را عمدا كشته توبهاش به اين است كه برود خود را به اولياى مقتول تسليم كند ، آنگاه آنان يا به عنوان قصاص وى را خواهند كشت و يا او را با ديه گرفتن مىبخشايند و يا حتى ديه هم از او نمىگيرند كه اختيار دست اولياى دم است . چنانچه به بعضى از اعضاى ديگرى جنايتى وارد ساخته بايد خود را به مجنى عليه يا ورثه او تسليم كند تا آنها قصاص كنند يا ديه بگيرند و يا از اصل ببخشند .
اگر فرد يا گروهى را از مسير حق گمراه ساخته توبهاش به اين است كه برود و آنها را ارشاد كرده و از مسير باطل برگرداند . البته تمام اينها مع الامكان است ( پس توبة كل شىء بحسبه ) .
نكته : هيچكدام از اين امورى كه پس از ندامت انجام مىگيرد از اجزاى توبه نيستند بلكه توبه پيش از اينها انجام مىگيرد و آن همان ندامت قلبى است و وقتى آن حاصل شد عقاب برداشته مىشود و توبه خود واجب على حدهاى است . آنگاه قضاى واجب يا اداى آن واجباتى على حده هستند كه اگر به آنها قيام كرد فهو المطلوب ، و گرنه دوباره مرتكب قبيح شده و بايد توبه كند ، منتهى اگر اين تبعات و دنبالهها را انجام داد دليل بر اين است كه وى به راستى نادم گشته ، ولى اگر انجام نداد دليلى بر صدق نيست .
توبه از غيبت : شخصى كه از ديگرى غيبت كرده يا اين است كه اين غيبت به آن
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 466
مساهمون: العلامة الحلي
ص٤٦٦