در اينجا از دو حال خارج نيست :
1 . يا توبهاش از كفر قبول مىشود ؛
2 . و يا نمىشود اما دومى موجب خرق اجماع است .
چون همهء مسلمانها متفقاند بر اين كه نسبت به چنين انسانى احكام اسلام و مسلمين بار مىشود فتعين الاولى كه توبهاش مقبول باشد و اما ابطال لازم در نزد مسلمين بديهى است .
ابو هاشم معتزلى كه توبه از يك گناه نه از گناه ديگر را معقول نمىداند در همين مورد هم ملتزم شده به اين كه اين شخص ولو نام كافر بر او اطلاق نشود ، ولى عقاب كفار را مستحق بوده و توبهء او از كفر و اسلام آوردنش پذيرفته نيست به همان دليلى كه پيش از اين از وى نقل شد .
12 . اقسام توبه
توبه گاهى از گناهانى است كه فقط حق اللّه هستند و گاهى به حقوق مردم تعدى كرده از جان و مال و عرض مردم . گناهى كه از حقوق الهى باشد دو شعبه دارد :
1 . گاهى فعل حرام و قبيحى را مرتكب شده سپس توبه مىكند مثلا زنا كرده يا شراب خورده و . . . در اين موارد براى صحت توبه كافى است كه از فعل قبيح نادم شده و تصميم بگيرد كه در آينده آن را تكرار نكند .
2 . و گاهى اخلال به واجبى كرده سپس توبه مىكند اين قسم خود شعبى دارد :
يكم . گاهى علاوه بر توبه و ندامت آن واجب فوت شده را هم بايد به جا آورد آن هم به عنوان ادا نه قضا مثل زكاتى كه نداده كه واجب موقت نيست ، بلكه هرگاه واجب شد تا دامنهء قيامت بر عهدهء او مىماند و بايد بپردازد ؛
دوم . گاهى پس از توبه بايد آن واجب فوت شده را به عنوان قضا و در خارج وقت به جا آورد مثل نمازهاى يوميهاى كه در وقت آنها را نخواند تا فوت شد حال در خارج وقت بايد قضا كند ؛
سوم . و گاهى پس از ندامت از ترك واجب كافى است كه تصميم بگيرد بر اين كه