تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤

قوله و التحقيق

تا به حال جناب خواجه برمبناى متكلمين معتزلى بحث كرده و به اين نتيجه رسيدند كه توبه از بعضى قبايح نه از بعضى ديگر معقول نيست و صحيح نيست ؛ زيرا شرط قبولى توبه كه ندامت از قبيح براى قبح آن باشد حاصل نشده حالا در و التحقيق نظر نهايى خود را با ذكر يك مقدمه بيان مىكنند : مقدمه : ترديد نيست در اين كه ما انسان‌ها افعالى را كه انجام مىدهيم براساس دواعى و انگيزه‌هاست و نسبت به هركارى اگر داعى و انگيزه داشته باشيم اراده كرده و انجام مىدهيم و اگر صارف و مانع داشته باشيم اراده نكرده و انجام نمىدهيم . اصل مطلب : به عقيده ما توبه از بعضى قبايح بدون ندامت از بعضى ديگر معقول است به دليل اين كه ولو همهء قبايح مشترك‌اند در اين كه داعى بر ندامت كه همان قبح و زشتى عمل باشد در آنها وجود دارد منتهى ممكن است نسبت به برخى از زشتىها داعى بر ندامت پيدا بكند در اثر اقتران برخى قراين زايده به آن عمل از قبيل اين كه گناه خيلى بزرگ است و يا در نزد مردم خيلى شنيع و زشت محسوب مىشود و مردم از وى متنفر مىشوند و يا جهات ديگر و لذا داعى فعلى بر ترك و ندامت از آن دارد ، ولى نسبت به بعضى ديگر اين انگيزه‌هاى اضافى را ندارد و لذا شايد توبه نكند ، پس داعى بر توبه همانا قبح فعل است . منتهى گاهى همهء افعال قبيحه دواعى متساويه دارند در آنجا توبه از بعض معنا ندارد ، ولى گاهى برخى از افعال مقترن هستند به دواعى زايدى براى ترك آنها و لذا آنها را ترك مىكند . نظير باب افعال كه ممكن است صد تا عمل واجب باشد ، ولى شخص نسبت به برخى از آنها داعى بيشترى دارد و لذا مرتكب مىشود دون بعض آخر و اين كه از على عليه السّلام و اولاد آن حضرت عليهم السّلام نقل شده كه توبه از بعض قبايح بدون بعض ديگر صحيح نيست بايد توجيه كرده و بر همين مطلبى كه ما ذكر كرديم حمل كرد به دليل اين كه اگر چنين توجيهى نكنيم لازم مىآيد خرق اجماع و اللازم باطل فالملزوم مثله . بيان ملازمه : در مورد كافر اگر از كفر توبه كرده و مسلمان شود ، ولى اهل دروغ باشد
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 464 | العلامة الحلي / على محمدى خراسانى